زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر
عجب شادابییی در کشتزار شعله میبینم
به اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر
به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زد
که از مینای من پر میشود پیمانة اخگر
زبان ناله در کام دل از بیم تو میدزدم
مباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر
حدیث دل چه پردازی به بزم ناکسان فیّاض
به گوش خار و خس تا کی زنی افسانة اخگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با موضوع عشق و اندوه بیان شده است. شاعر از احساس ناراحتی و افسردگی خود سخن میگوید و به تصاویر شعله و خاکستر اشاره میکند. او خود را به عنوان یک دل زنده معرفی میکند که باوجود مشکلات زندگی، همچنان سعی در روشنکردن آتش عشق دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که دل بخشندهای میتوان تسلی داد، اما خاکستر درد و اندوه همچنان درونش باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وجود من همچون آتش است که شعلهور است و از خونم میسوزد. اگر اشکهایم به الماس تبدیل شوند، به مانند دانههای آتشزای درونم خواهند بود.
هوش مصنوعی: در کشتزاری که میبینم، شادابی و زندگی خاصی وجود دارد. به نظر میرسد که اشکهای گرم من، این زندگی و رویش را پرورش دادهاند، گویی که این شادابی نتیجه تلاشها و احساسات من است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند ادعا کند که میتواند از شراب من در کنار آتش خشم و هیجان چیزی برمیدارد، زیرا پیمانهام با عشق و شور زندگی پر شده است.
هوش مصنوعی: زبانم به خاطر نگرانی از تو، در دلم ناله میکند و نمیخواهم این شعلهای که در دلم است، از جای خود بیرون بیفتد و به آتش تبدیل شود.
هوش مصنوعی: حرف دل را در جمع بیارزشها چه به زبان میآوری؟ در اینجا که همه چیز بیارزش است، تا کی میخواهی داستانهای شعلهور را بگویی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.