به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
خوریم خون صراحی به کاسة سر ساغر
به راه کعبة میخانهها پیاده خرامم
به شکر آنکه لبی تر کنم ز کوثر ساغر
چو شیشه خون من ار محتسب به خاک بریزد
دمی چو موج نخواهم گذشتن از سر ساغر
مرا خدای به تردامنان باده رساند
به اشک گرم صراحّی و دیدة تر ساغر
همان به است که بیرون زنی ز میکده فیّاض
مباد تر شوی از خندة مکرّر ساغر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و عواطف شاعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از تب و تابی که در دل دارد صحبت میکند و به تأثیر عشق بر وجود خود اشاره میکند. او اشک خود را به الماس تشبیه میکند و از شادیای که در کشتزار شعلهور عشق میبیند، سخن میگوید. همچنین، او در مورد ناتوانی خود در بیان درد و رنج ناشی از این عشق، و ترسش از اینکه شعله عشق از دلش خارج شود، ناله میکند. در نهایت، او به بیمعنایی گفتگو با کسانی که درک درستی از عشق ندارند، اشاره دارد. به طور کلی، شعر تفکری عمیق درباره عشق، درد، و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه لب معشوق ما را تحت تاثیر قرار داده، ما دست به نوشیدن ساغر میزنیم و خون را در کاسه ساغر میریزیم.
هوش مصنوعی: به سوی خانه خدا میروم و در این مسیر با قدمهای آرام پیش میروم، شکرگزارم که بتوانم لبهایم را با آب زلال کوثر تازه کنم و ساغری پر از آن بنوشم.
هوش مصنوعی: اگر محتسب بخواهد شیشه خون من را بر زمین بریزد، حتی برای یک لحظه هم نمیخواهم از سر میگذرم و به راحتی نمیگذرم.
هوش مصنوعی: خداوند بادهای خوش به من داد که از اشک و دیدهی مرطوب من پر شده بود.
هوش مصنوعی: بهتر است که از میکدهای که همیشه پر از شراب و شادی است دوری کنی، زیرا ممکن است از طعنههای مکرر و نیشهای کلامی دیگران آزردهخاطر شوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.