|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت ثابت قدمی و استقامت اشاره میکند. او میگوید که مرد حقیقی کسی است که در برابر مشکلات و چالشها از سر جای خود حرکت نمیکند، حتی اگر همیشه در حال جستجو باشد. او سیمرغ را به عنوان نمادی از پایداری در برابر طوفان یاد میکند و برعکس، گنجشکی را ذکر میکند که با کوچکترین باد به زمین میافتد. شاعر به این نکته نیز میپردازد که باید از جنبههای منفی و دیوانگی رها شد و به جای آن به فضیلتها توجه کرد. در نهایت، او نشان میدهد که نباید ارزشهای واقعی را به امید آیندهای نامطمئن قربانی کرد، و افراد حکیم به یقین پایبند هستند و دلیلی برای تردید ندارند.
هوش مصنوعی: مردی که با ثبات و استوار است، کسی است که در جای خود باقی میماند، حتی اگر از جهات مختلف دچار سردرگمی و تردید شود، مانند زمین که به دور خود میچرخد.
هوش مصنوعی: شبیه سیمرغ که طوفان او را از جای خود نمیجنباند، نه مانند گنجشکی که به خاطر وزش باد به زمین میافتد.
هوش مصنوعی: در زندگی چیزی از دنیا و ویژگیهای مادی آن داری، اما باید از شرور و بدیها دوری کنی و با در نظر گرفتن فضایل و خوبیها، به سمت ارزشهای بالاتر بروی.
هوش مصنوعی: امروز را با ارزش و روشنایی بده، وعدههای آینده را به افرادی که نگران شک و تردید هستند نده. افراد عاقل و دانا به ما اطمینان میدهند که یقین و حقیقت را نمیتوان با تردید و شک سنجید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیروی خردت روی ظفر بنماید
که خرد بر سپه هستی تو هست یزک
بخرد راه توان برد بسوی درجات
که خدا گفت که عاقل نبود زاهل درک
رو هنر جمع کن از تفرق مال منال
[...]
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
تویی آن گوهرِ پاکیزه که در عالمِ قدس
ذکرِ خیرِ تو بُوَد حاصلِ تسبیحِ مَلَک
در خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کن
[...]
گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
کی فرود آورد از کبر دگر سر به فلک
ماه از عارض تو منفعل و آب خجل
شد و دادند گواهی ز سما تا به سمک
پستهٔ شور زند با لب شیرین تو لاف
[...]
زیروائی که بود گرم و به او نان تنک
مرهم سینه مجروح بود روز خنک
صحن ماهیچه پر قیمه اگر دست دهد
خرم آن جان گرانمایه که دریافت سبک
جان کند تازه کنون خربزه ابدالی
[...]
باز نوبت زن دی بر افق کاخ فلک
میزند نوبت من ادر که البرد هلک
باز لشگر کش برد از بغل قلهٔ کوه
میدواند به حدود از دمه چون دود برگ
باز از پرتو همسایگی شعلهٔ نار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.