ای پسر بشنو ز من پندی بغایت سودمند
نیکبخت آنکس که چون بنیوشد آرد در عمل
چون مدام اهل غنا را بیم فقر اندر دلست
کی سر همت فرود آرد بدان صاحب دول
عزت صاحب نسب را هم نبینم اعتبار
زآنکه لرزان خمول آرد به بنیادش خلل
من گرفتم خود رسیدی از همه دنیا بکام
نی ز تو خواهد جدا کردن بناکامش اجل
عزت از حکمت طلب کان هست دری شاهوار
کاندر ایامش نیابد هیچ صاحبدل بدل
چون بنای کار بر حکمت نهی نارد فلک
گر تو باشی زنده ور نی در رسوم آن خلل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به جوانان پند میدهد که شنیدن و عمل کردن به سخنان حکمتآمیز میتواند زندگیشان را نیکبخت کند. شاعر میگوید که کسانی که ثروتمند هستند، همواره نگران از دست دادن داراییهایشان هستند. او همچنین تاکید میکند که عزت و اعتبار خدشهپذیر است و نباید به ریشهاش تکیه کرد. در نهایت، او به اهمیت حکمت به عنوان اساس زندگی اشاره میکند و میگوید که اگر کارها بر اساس حکمت بنا شود، سرنوشت به خوبی پیش خواهد رفت.
هوش مصنوعی: ای پسر، به من توجه کن و از اندرز من بهرهمند شو. آدم خوشبخت کسی است که به دانستههایش گوش دهد و آنها را در زندگیاش به کار بندد.
هوش مصنوعی: افراد ثروتمند همیشه نگران از دست دادن ثروت خود هستند و به همین دلیل هرگز به آسانی دست از تلاش و کوشش نمیکشند.
هوش مصنوعی: من به ارزش و مقام کسی که به نَسَب خود میبالد اهمیتی نمیدهم، زیرا وقتی که او در کنار دیگران قرار میگیرد و به خودبرتربینی میپردازد، پایههای اعتبارش متزلزل و آسیبپذیر میشود.
هوش مصنوعی: من خود را به دست آوردم و تو نیز از همه چیز به خواستهات رسیدی، اما مرگ نخواهد گذاشت که تو را از آنچه میخواهی جدا کند.
هوش مصنوعی: احترام و بزرگی را باید از اندیشه و دانایی درخواست کرد، زیرا این ویژگی مانند یک پادشاه در زمان خود است و هیچ کسی با دل پاک و شایسته، در ایام او نمیتواند به او دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر کار بر اساس حکمت و عقل پایهگذاری شود، آسمان و فلک نمیتواند چیزی را بر هم بزند. اما اگر تو زنده و باهوش نباشی، در هنجارها و رسوم دچار مشکل خواهی شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
باد مشک افشان درختان را همی بندد حلل
ساخته چون لحن مطرب فاخته دستان بسرو
خاسته چون بانگ عاشق ناله کبک از قلل
در چمن چون ساقیان گلبن همی دارد قدح
[...]
آفتاب شرق و غرب آن سرور نیکو نهاد
کز جمال روی خوب او بود مه را جمال
خسرو سیارگان بیرون شد از برج حمل
برج تو از فر خسرو یافت مقدار و محل
مال و گنج گاه قسمت کرد بر سهل و جبل
بست بستان را از گوهرهای گوناگون جلل
از جواهر شد مرصع باغ و بستان زین قبل
[...]
خاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب
فکرتی تیز و ذکایی رام و طبعی بیخلل
ای دریغا نیست ممدوحی سزاوار مدیح
وی دریغا نیست معشوقی سزاوار غزل
آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
ای بنور رای روشن کرده اسرار ازل
بر فراز بام قدرت هندوی چوبک زنست
پاسبان قلعه هفتم که خوانندش ز حل
چون بپرواز اندر آمد خامه سر سبز تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.