بر من در سعادت و دولت کشاد باز
گردون پس از مشقت و اندوه دیرباز
بگشاد دیده باز همای سعادتم
ز آندم که چشم بسته همی دیدمش چو باز
از سعی دور اختر و توفیق لطف حق
بخت رمیده روی سوی من نهاد باز
بستم بسوی قبله اقبال عالمی
احرام تا بصدق دلش آورم نماز
یعنی جناب داور و دارای ملک و دین
خورشید دادگستر و جمشید دلنواز
قطب ملوک قدوه شاهان روزگار
فرزانه شمس دولت و دین شاه سرفراز
مهدی نشان محمد حیدر توان که اوست
محمود عهد و بنده جهانیش چون ایاز
شاید که شهسوار سپهر آنکه روز کین
کاریلان ازو بود اندر جهان بساز
پای و رکاب و دست و عنان بوسدش از آنک
از دیر باز میکند این فرصت انتهاز
بر تارک عدو ز کفش گر ز گاو سار
کوپال بیژنست روان بر سر گراز
چون رام اوست توسن افلاک بعد ازین
اسب مراد بر شه سیاره گو بتاز
ایخسروی که گر نه ز انوار رأی تو
پروانه ضیا برد این شمع نا گداز
جرم وی از دو عقده رأس و ذنب مدام
همچون زبان شمع بود در دهان گاز
بخت جوان بس است که با رأی پیر او
پنهان نماند در صدف غیب هیچ راز
نشگفت اگر ز تیغ تو دشمن سپر فکند
چون روز کین بود اجل از وی در احتراز
رمح ترا اگر چه ز کوشش در استخوان
رمزی نماند کم نکند هیچ از اهتزاز
دائم مدار چرخ بگرد مراد تست
وین بر حقیقت است که گفتم نه بر مجاز
چندین هزار مهره ز بهر تفرجت
هر شب بجلوه آورد این چرخ حقه باز
ای سروری که قاعده رأی انورت
باشد میان باطل و حق کردن امتیاز
چون همت تو مفتی شرع مکارم است
دانم که نزد تو نبود رخصت جواز
کآنکس که بود برهنه تن مدتی چو سیر
جود تو کرد جمله تنش جامه چون پیاز
و آنکس که بر کنار هنر مدتی مدید
در ناز پروریده کنون میکشد نیاز
گر بکر فکر ابن یمین را بجلوه گاه
از گوهر قبول تو حاصل شود جهاز
دارم امید آنک ز اقبال تو رسد
بر شاهدان حجله قدسش هزار ناز
کوته کنم سخن همه کامیت حاصل است
آن خواهم از خدای که عمرت بود دراز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس خوشحالی و سعادت شاعر است که پس از گذراندن دوران سختی و مشقت، بالاخره به آرامش و موفقیت دست یافته است. شاعر با اشاره به لطف خداوند و وضعیت خوب حاکمیت، از قدرت و رحمت الهی سخن میگوید و بر اهمیت صداقت و دیانت تأکید میکند. در این شعر، ارتباط شاعر با حاکمان و شخصیتهای مهم نیز نشان داده شده، و امیدوار است که از توفیق و فضل خداوند بهرهمند شود و عمر طولانی و با سعادت داشته باشد. تمایز بین حق و باطل و اهمیت نیکوکاری و بخشش در جامعه نیز از مضامین اصلی این متن به شمار میرود.
هوش مصنوعی: پس از مدتها رنج و سختی، اکنون ایزد به من نعمت و خوشبختی عطا کند و دوری سختیها به پایان برسد.
هوش مصنوعی: پرنده خوششانسی که در آسمان پرواز میکند، چشمش را باز کرد و به اطراف نگاه کرد. از زمانی که من چشمهایم را بسته بودم و او را نمیدیدم، اکنون که باز کردهام، او را میبینم و احساس خوشبختی میکنم.
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش، ستارهی سرنوشت و لطف خداوند بختی که از من دور بود، دوباره به سمت من بازگشت.
هوش مصنوعی: من با تمام وجود و نیات نیک، خود را به سوی خدا و قبله آماده کردم تا با دل پاک و صادقانه، نماز بخوانم.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف شخصیتی میپردازد که هم مقام و قدرت دارد و هم دین و مذهب را در نظر میگیرد. او به مانند خورشید درخشان و خوش برخورد است و در دلها جا دارد.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف فردی برجسته و مقامدار میپردازد که در میان پادشاهان زمان خود مقام و منزلتی ویژه دارد. او انسانی دارای دانش و فضل است که در حقیقت نمایندهای از قدرت و دین به شمار میآید و در عرصه حکمرانی و رهبری درخشان است.
هوش مصنوعی: مهدی نمایانگر پیامبر و علی(ع) است که او همان محمود دوران و خدمتگزار جهانیان همچون ایاز است.
هوش مصنوعی: شاید آن شاهزادهای که در روز انتقام، به خاطر او در جهان کارهای بزرگی انجام شده، اکنون در نظر خداوند است.
هوش مصنوعی: نفرین و توهین به انسانیت و به ستایش چیزهایی باشد که واقعاً ارزشمندند. زمان مناسبی برای بهرهبرداری از فرصتهاست، زیرا انسانها میتوانند از تجارب گذشتهشان درس بگیرند و به شرایط بهتر دست یابند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر سازی عمیقی از نبرد و حماسه میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که اگر دشمن بر فراز دستان بیژن، از کفش (یا نشانهای از قدرت و شجاعت) سر در آورد، روان او بر سر گراز خواهد بود. این تصویر همزمان به شجاعت و قدرت بیژن اشاره دارد. به عبارت دیگر، شاعر به قدرت و عزم راسخ در برابر دشمن و توانایی در پیروزی در نبرد اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از آنجا که او مهار آسمانها را به دست دارد، پس از این، به اسب آرزوها بگو که به سوی پادشاه سیارات بتازد و قدرت خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به شخصیتی دارد که نور و روشنایی خاصی از اندیشه و رأی او متصاعد میشود. اگر این نور نبود، شمعی که در اینجا به معنای وجود و زندگی است، خود به خود درخشان نخواهد بود و فقط سایهای از زندگی به جا خواهد گذاشت. به بیان دیگر، نفوذ و تأثیر اندیشه و شخصیت این فرد باعث روشنایی و زندگی در اطرافش میشود.
هوش مصنوعی: خطای او از دو مشکل کلی و اساسی نشأت میگیرد، که به گونهای دائمی همچون زبانهای شمع در دهان موریانه است.
هوش مصنوعی: شانس جوان کافی است که با نظر و تجربهی پیر، هیچ رازی در دنیای ناشناختهها پنهان نماند.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر دشمن در روز جنگ به خاطر تیغ تو از خودش دفاع نکند، چون آن روز، روزی است که مرگ از او دوری نمیکند.
هوش مصنوعی: اگرچه تلاش و زحمت من در دل و جانم تأثیری باقی نگذارد، اما این موضوع هیچ چیزی از شوق و ذوق من کم نمیکند.
هوش مصنوعی: همواره به دور چرخ روزگار بچرخ و به هدف خود برس؛ این واقعیتی است که من میگویم و نه فقط یک چیز ظاهری و غیر واقعی.
هوش مصنوعی: هر شب این دنیا با هزاران زیبایی و جلوههایش به خاطر سرگرمی و لذت تو به نمایش درمیآید.
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که قدرت قضاوت تو، حق را از باطل تمیز میدهد، در این دنیا وظیفهات جدا کردن راست از دروغ است.
هوش مصنوعی: چون اراده و همت تو به کارهای خوب و مکارم اخلاقی مشغول است، میدانم که در نظر تو هیچ مجوزی برای کارهای نادرست وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که مدت زیادی بدون لباس بود و از generosity تو سیراب شد، حالا تمام بدنش مانند پیاز پوشیده شده است.
هوش مصنوعی: کسی که برای مدت طولانی در کنار هنر به ناز و نعمت زندگی کرده، اکنون در حال طلب و خواهش است.
هوش مصنوعی: اگر فکر و اندیشهی ابن یمین در جایی معجزهآسا از زیباییهای وجود تو بهرهمند شود، باعث سعادتی گرانبها خواهد شد.
هوش مصنوعی: من به امید آن هستم که روزی از خوشاقبالی تو، در برابر شاهدان درختان بهشت، زیباییهای بینظیر و نازهای دلربا را ببینم.
هوش مصنوعی: سخن را کوتاه میکنم. تمام خواستهات در این است که از خداوند آرزو دارم عمرت طولانی باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز
درهای رنج بسته بمن بر سخای تو
بر من در سرای تو بیگاه و گاه باز
صد کس نیازمند من و من بجاه تو
[...]
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
ناکامم از تو ، ور چه برآوردمت بکام
رنجورم از تو ، ور چه بپروردمت بناز
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو
[...]
ایچرخ سفله پرور خس یاردون نواز
تا کی خطا و چند دغا راستی بباز
چرخ و زمین ز برف و ز یخ کرد برگ و ساز
در پوش پوستین که دی آمد ز در فراز
بس مومن بهشتی کز خوف رنج دی
خواهد که در میان جهنم شود دراز
هست از کمال شدت سرما در آبگیر
[...]
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.