از چیست ترشرویی؟ بهر چه تلخ گویی؟
اندر شکستن عهد تا کی بهانه جویی
کردی سیاه روزم از بس سیاه چشمی
کردی سیاه بختم از بس سیاه مویی
گر درد داری از من درمان چرا نخواهی؟
ور غم تو راست در دل با من چرا نگویی؟
هرچند تندخویی در عهد و مهر کندی
مریخی از طبیعت با اینکه ماهرویی
حورت اگر بگویم هستی نکوتر از وی
غلمانت ار بخوانم صد باره به از اویی
عمری بود که با من باشد بدی شعارت
بد هم نکوست از تو از بس همی نکویی
مشکل که کردی ای دل چون من بلنداقبال
زیرا که گاه بیگاه در قید آرزویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان ناامیدی و دلشکستگی شاعر از عشق و روابط میپردازد. شاعر از بیمهری و تلخی رفتار معشوق خود گلایه دارد و میپرسد چرا به او اجازه نمیدهد تا مشکلات و دردهایش را بگوید. با وجود همه سختیها و تندخوییها، شاعر هنوز در دل خود امیدی به زیبایی معشوق دارد و از او انتقاد میکند که با وجود کمالاتش، رفتارش بد و بیوفا است. شاعر به شدت تحت تأثیر این روابط نامناسب قرار گرفته و احساس میکند که آرزوهایش همواره در دسترس نیستند.
هوش مصنوعی: چرا عصبانی و بیروح هستی؟ چرا همیشه تلخی میگویی؟ تا کی به دنبال دلایل برای شکستن عهد و پیمان خود هستی؟
هوش مصنوعی: تو با چشمان سیاهت روزهای من را تیره و تار کردی و با موهای سیاهت، سرنوشت من را هم به بدی کشاندی.
هوش مصنوعی: اگر از درد رنج میبری، چرا نمیخواهی که من به تو کمک کنم؟ اگر غمت در دل توست، چرا برای من نمیگویی؟
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در روابط انسانی ممکن است گاهی تندخو و سرد برخورد کنیم، اما زیبایی و جذابیت همچنان وجود دارد و به طبیعت خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که تو از هر چیز دیگری بهتر هستی، درست تر است از این که بگویم غلمانهایت را بارها نام ببرم، زیرا تو از آنها نیز برتری داری.
هوش مصنوعی: سالها بود که با من همدم بودی، هرچند که زیباییهای تو مانند شعرت بد بود، اما از آنجایی که تو خیلی خوب هستی، این بدیها چندان قابل توجه نیستند.
هوش مصنوعی: دل من، وقتی که با مشکلات روبهرو میشوی، چرا مانند من خوشبخت نیستی، زیرا گاهی اوقات به آرزوهایی گرفتار میشوی که دستیابی به آنها دشوار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
بدخو چرا شدستی آخر مرا نگویی
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت
یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی
گه دوستی نمایی گه دشمنی فزایی
[...]
ای طره های خوبان از نافه تو بویی
هژه هزار عالم در عرصه تو گویی
چون شمع جمله دادی پروانه غمت را
وانگه ز تو ندیده پروانه هیچ رویی
حسن هزار لیلی از گلبن تو رنگی
[...]
ای آفتاب رویت از غایت نکویی
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
[...]
ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
هجدههزار عالم، در عرصهٔ تو گویی
چون شمع، جمله رویی در بزمگاه دلها
وانگه ز تو ندیده، پروانه هیچ رویی
ای دست غیرت تو، در چارسوی عشقت
[...]
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟
گر چه غمت به خونم تعویذ می نویسد
تعویذ جانت سازم، ای آیت نکویی
پنهان مشو ز دلها، آتش زن آشکارا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.