گنجور

 
بلند اقبال

مرا ای آسمان تا کی دمی آسوده نگذاری

نمی‌دانم چه کین است این که اندر دل ز من داری

زنی بر خرمن جان دوستان را دائما آتش

به جز بر کشتزار دشمنان جائی نمی‌باری

غلط می‌باشد ار من از تو در عالم وفا جویم

که جز تخم جفا در مزرع خاطر نمی‌کاری

مرا هر کس که باشد دوست داری دشمنی با او

کس ار دشمن بود با من ز جان و دل بدو یاری

ز زهر قهر تو هرگز نخواهد شد کسی ایمن

چو اندر آستین حضرت خیرالبشر ماری

عجب دون‌پرور و ناکس‌نوازی الحذر از تو

گلی از بهر هر خار و برای هر گلی خاری

بلند اقبال را نبود هوای همسری با تو

چرا پیوسته با او از دل و جان خصم خونخواری

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

امیرا! تو به هر خوبی و نیکویی سزاواری

ازیرا خوب کرداری چنان چون خوب دیداری

توان گفتن ترا کاندر جهان فردی و بی یاری

به دانایی و بینایی و بیداری و هشیاری

حدیث ملک و کار عالم و شغل جهانداری

[...]

قطران تبریزی

ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی

نه پندارم که با بستان بهشت عدن یاد آری

شده کافور مینائی براغ از صنع یزدانی

شده دینار مرجانی بباغ از فعل داداری

گل و شمشاد دیداری ترنج و نار پنهانی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
انوری

زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری

مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت

ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری

جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مجیرالدین بیلقانی

جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری

بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری

نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری

نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
عطار

تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری

که شمع از بی سری یابد کلاه از نور جباری

سر یک موی سر مفراز و سر در باز و سر بر نه

اگر پیش سر اندازان سزای تن، سری داری

چو بار آمد سر یحیی سرش بر تیرگی ماند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه