میان دلبران باشد مرا یک یار عیاری
که جز او با کس دیگر مرا نبودسرو کاری
کس ازتاتار وتبت مشک اگر آرد خطا باشد
که اندر چین هر تاری ز زلفش هست تاتاری
که گوید چشم مستش دل برد از دست هشیاران
به عهد چشم مستش کس مگردیده است هشیاری
به هرجا هست بیماری پرستارش شود مردم
دل من را پرستاری نماید چشم بیماری
رخت راماه می خوانم قدت را سرو می گفتم
گر آن را بود گفتاری گر این می داشت رفتاری
ز زلف مشک افشانت گره بگشود چون شانه
دکان را بست در هر جا که دکان داشت عطاری
به حسن ار نیست اندر خیل خوبان چون تو یک دلبر
ز عشقت چون بلنداقبال بی دل هست بسیاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف یاری میپردازد که تنها عشق و محبوب واقعی اوست و هیچکس دیگر برایش اهمیت ندارد. او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و میگوید که اگر مشک از تاتار و تبت بیاورند، باز هم ارزش ندارد چون زیبایی معشوقش بینظیر است. شاعر همچنین به حالتی از مستی و دیوانگی اشاره میکند که بر اثر زیبایی معشوق به وجود آمده و هیچکس نمیتواند از آن رهایی یابد. او از زیباییهای محبوبش مانند ماه و سرو سخن میگوید و به تاثیر عمیق عشق بر دلش اشاره میکند. شاعر میگوید در دنیای عشق، محبوبش بیهمتاست و دیگر دلبرانی که وجود دارند، در مقایسه با او فقط سایهای از عشق واقعی هستند.
هوش مصنوعی: در میان زیبایانی که هستند، برای من تنها یک یار با ویژگیهای خاص وجود دارد که هیچ کار دیگری با هیچکس دیگر در زندگیام ندارم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تاتار و تبت مشک بیاورد، اشتباه است، زیرا هر رشتهای که در چین وجود دارد، زاییدهٔ زلف اوست.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و مستانه او دل هشیاران را از دست میبرد. در زمانهای که زیباییهای چنین چشمی در دنیا وجود دارد، هیچکس نمیتواند به حالتی هشیار باقی بماند.
هوش مصنوعی: هر جا که بیماری وجود دارد، کسی برای پرستاری از آن پیدا میشود. اما دلم طوری بیمار است که تنها چشمان تو میتوانند از آن مراقبت کنند.
هوش مصنوعی: من زیباییات را به ماه تشبیه میکنم و قدت را به سرو. اگر آن ماه، زبان داشت، میتوانست در وصف شما سخن بگوید و اگر آن سرو، رفتار داشت، میتوانست در مورد شما صحبت کند.
هوش مصنوعی: چون زلفهای مشکی تو گرهگشایی کرد، مانند وقتی که صاحب دکان عطاری، در فروشگاه خود را میبندد و در هر گوشهای که عطر و بوی خوش داشت، حضورش احساس میشود.
هوش مصنوعی: اگر در میان زیباها، دلبر نیکویی چون تو نیست، بدان که عشق تو باعث میشود اقبال بلند، حتی دلهای زیادی را نیز از خود بینصیب کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امیرا! تو به هر خوبی و نیکویی سزاواری
ازیرا خوب کرداری چنان چون خوب دیداری
توان گفتن ترا کاندر جهان فردی و بی یاری
به دانایی و بینایی و بیداری و هشیاری
حدیث ملک و کار عالم و شغل جهانداری
[...]
ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی
نه پندارم که با بستان بهشت عدن یاد آری
شده کافور مینائی براغ از صنع یزدانی
شده دینار مرجانی بباغ از فعل داداری
گل و شمشاد دیداری ترنج و نار پنهانی
[...]
زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری
به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری
مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت
ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری
جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت
[...]
جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری
بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری
نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری
نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری
تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
که شمع از بی سری یابد کلاه از نور جباری
سر یک موی سر مفراز و سر در باز و سر بر نه
اگر پیش سر اندازان سزای تن، سری داری
چو بار آمد سر یحیی سرش بر تیرگی ماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.