وفا گر بگوئیم داری نداری
صفا گر بگوئیم داری نداری
به ما بوسه ای از لب شکرینت
روا گر بگوئیم داری نداری
به هر کس تو را التفات است اما
به ما گر بگوئیم داری نداری
به قتل من بینوای ستم کش
ابا گر بگوئیم داری نداری
طبیبا به درمان دردی که دارم
دوا گر بگوئیم داری نداری
دلا چون شدی عاشق روی دلبر
فنا گر بگوئیم داری نداری
دلبری داری ودلداری نداری
یار من هستی ولی یاری نداری
در نکوروئی نداری نقصی اما
رسم وقانون وفاداری نداری
گر وفا داری به دیگر کس ندانم
لیک با من جز ستمکاری نداری
داری ار دلداری ودلجوئی اما
با دل من جز دل آزاری نداری
تاکی ای زاهد کنی از عشق منعم
همچو من گویا گرفتاری نداری
عاقبت گردی بلند اقبال ای دل
زآنکه با کی از گرانباری نداری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به چالشها و ناهمواریهای عشق و وفا اشاره دارد. شاعر به معشوق خود میگوید که با وجود ادعای داشتن صفا و وفا، در عمل چیز دیگری نشان میدهد. او احساس میکند که همواره در عشق و برای معشوقش قربانی شده، اما در عوض هیچ محبت و دلداری نمیبیند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که اگر معشوق به دیگران وعده وفا میدهد، با او تنها ستم و آزار را تجربه کرده است. در نهایت، شاعر از نداشتن واقعی دلداری و وفاداری از سوی معشوق شکایت دارد و این نارضایتی خود را به زیبایی بیان میکند.
هوش مصنوعی: اگر از تو وفاداری بگوییم، تو آن را نداری. و اگر از صفا و پاکی صحبت کنیم، تو باز هم آن را نداری.
هوش مصنوعی: اگر به ما لطف کنی و از لب شیرینت بوسهای به ما بدهی، هرچند که میدانیم ممکن است نداشته باشی، اما باز هم خواهش میکنیم.
هوش مصنوعی: هر کسی برای تو ارزشی قائل است، اما اگر ما بگوییم که تو چیزی نداری، به ما توجهی نمیکنی.
هوش مصنوعی: اگر بگوییم که تو هیچ چیزی نداری، به کشتن من بیچاره و مظلوم بیاعتنا خواهی بود.
هوش مصنوعی: ای پزشک، اگرچه میگویی دارویی برای دردم داری، اما وقتی به واقعیت مینگرم، نمیبینم که دارویی داشته باشی.
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی عاشق چهره محبوب شوی، چه اهمیتی دارد که داشتهباشی یا نداشتهباشی، چون همه چیز در عشق از بین میرود.
هوش مصنوعی: تو کسی را داری که دل را به دست میآورد، اما دلدار نداری. تو محبوب من هستی، اما یاری برای من نداری.
هوش مصنوعی: تو از نظر خوبی هیچ نقطه ضعفی نداری، اما در پایبندی به اصول و وفاداری چیزی از تو دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر به کسی دیگر وفا داری، نمیدانم، اما با من جز ستم و ظلم چیزی نداری.
هوش مصنوعی: اگر تو دلدار و دلجو هستی، اما با دل من جز آزار و رنج کاری نداری.
هوش مصنوعی: ای زاهد، تا کی از عشق من فاصله میگیری؟ انگار تو در زندگیات هیچ گرفتاری نداری.
هوش مصنوعی: آخرالامر، اقبال خوب نصیب تو خواهد شد، ای دل، زیرا که تو با هیچکس جز خودت از سنگینی بار زندگی گله و شکایتی نداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا کار و بار اعتباری نداری
بر شاه دلشاد کاری نداری
سگان را مجال است بر آستانش
خوشا وقت ایشان تو باری نداری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.