دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
ساغری داری شکست رنگ را معمار باش
فیضها دارد سخن بر معنی باریک پیچ
گر دل آسوده خواهی عقدهٔ این نار باش
بر چه از وصلش به یکرنگی نیامیزد دلت
گر همه جان باشد از اندیشهاش بیزار باش
تا حضور چشم و مژگان یابی از هر خار وگل
چون نگه درهرکجا پا مینهی هموار باش
هیچکس تهمت نشان داغ بینفعی مباد
چتر شاهیگر نباشی سایهٔ دیوار باش
ننگ تعطیل از غم بیحاصلی نتوان کشید
سودن دستی نبازی جهدکن درکار باش
نقش پای رفتگان مخمور میآید به چشم
یعنی ای وامانده در خمیازهٔ رفتار باش
مانع آزادگان پست و بلند دهر نیست
ناله از خود میرود، گو ششجهت کهسار باش
بر تسلسل ختم شد دور غرور سبحهات
یک دو ساغر محو عشرتخانهٔ خمّار باش
هرزه تازی تا بهکی گامی بهگرد خویش گرد
جهد بر مشق تو خطی میکشد پرگار باش
هر قدر مژگانگشایی جلوه در آغوش تست
ای نگاهت مفت فرصت طالب دیدار باش
عاقبت بیدل ز چشم خویش باید رفتنت
ذره هم کم نیست، تا باشی همین مقدار باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به زندگی کردن در لحظه و لذت بردن از زیباییها و عشق است. شاعر به خواننده میگوید که برای خوشی و خرم بودن، دل را آزاد بگذارد و از ترسها و نگرانیش دور شود. او بر این نکته تأکید میکند که در زندگی به جای غصه خوردن و افسوس گذشته را خوردن، باید به عشق و زیباییها توجه کرد و از فرصتها بهره برد. همچنین، اشارهای به گذر زمان و نیاز به تحرک و تلاش در زندگی دارد. شاعر میگوید که باید از قید و بندهای غم و اندوه رها شد و با دلی شاد و نگاهی آزاد، از زندگی لذت برد. در پایان، او تأکید میکند که زندگی نباید به خاطر غم و مشکلات متوقف شود و سعی در حرکت و پیشرفت درونی و بیرونی داشته باشیم.
هوش مصنوعی: دل خود را برای خوشی و شادمانی به تو سپردهام، پس مدتی در این خوشحالی بمان. تو ساغری داری که میتواند رنگ و حال من را تغییر دهد، پس مثل یک معمار باش و زندگیام را شکل بده.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل آرامی داشته باشی، باید با دقت به سخنان و معانی توجه کنی و از دشواریها و مشکلات عبور کنی.
هوش مصنوعی: اگر دلت از فکر او بیزار باشد، حتی اگر جانت در پی وصالش باشد، نباید با کسی که یکرنگ و صادق است، در آمیختی.
هوش مصنوعی: تا وقتی که نگاه و مژگان زیبایت را در هر جا میبینم، به خاطر تو هر دشواری و مشکلی مانند خاری یا گلی به راحتی قابل تحمل است. هر جایی که قدم میگذاری، باید زمین هموار و مناسب باشد.
هوش مصنوعی: هیچکس نباید به دیگری بیدلیل اتهام بزند، حتی اگر در زندگیاش از حمایتی برخوردار نباشد، بهتر است در کنار دیگران و تحت سایه یک دیوار آرامش داشته باشد.
هوش مصنوعی: عارضهی ننگ و شرم از بیکاری و بیفایده بودن را نمیتوان بهراحتی تحمل کرد. باید تلاش و کوشش کن تا همیشه در کار و فعالیت باشی و از دست دادن فرصتها پرهیز کنی.
هوش مصنوعی: نقش پای کسانی که رفتهاند، در خواب و خمار به چشم میآید. به این معنی که ای کسی که در خواب و بیتحرکی به سر میبری، مراقب باش.
هوش مصنوعی: آزادیخواهان در برابر مشکلات و موانع زمانه تنها به ناله و شکایت نمیپردازند، بلکه باید مانند کوه استوار و مقاوم باشند.
هوش مصنوعی: پس از دنبالهدار بودن و تکرار غرور، فرصتی فراهم آمده که با چند جرعه از مشروب، خود را در لذت و شادی این دنیای مملو از خوشی غرق کنی.
هوش مصنوعی: تا کی باید در اطراف خود بچرخی و وقتت را تلف کنی؟ بهتر است تمرکز خود را روی کارهای ارزشمند بگذاری و مانند پرگاری دقیق و هدفمند، در کار خود تلاش کنی.
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر چشمانت را باز میکنی و زیباییات را نمایان میکنی، در آغوش تو جلوهگری میکند. پس ای نگاهت، قدر این فرصت را بدان و برای دیدن همت بگمار.
هوش مصنوعی: در نهایت، بیدل باید از چشمان خود برود، زیرا که حتی ذرهای از او کم نخواهد شد. تا زمانی که هستی، همین مقدار را داشته باش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱۲
عاقبت بیدل ز چشم خویش باید رفتنت
ذره هم کم نیست، تا باشی همین مقدار باش
روشن است مضمون بیدل طغرل از صد آفتاب
ذره هم کم نیست تا باشی همین مقدار باش!
ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
دامن او گیر و از هر دو جهان بیزار باش
دل به دست دلبر عیار دادن مر تو را
گر نبود از عمری اندر عشق او عیار باش
بر امید آن که روزی بوس یابی از لبش
[...]
ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش
مست و غافل کی تواند؟ عاقل و هشیار باش
پادشاهان پاسبانانند خفتن شرط نیست
یا مکن، یا چون حراست میکنی بیدار باش
کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
دم مزن خاموش همچون صورت دیوار باش
امشبم خواب اجل خواهد ربود ای دل ولی
شایدم آن مه بپرسد دیده گو بیدار باش
لاف عشقت میزند هر بی خبر ای مهربان
[...]
عشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باش
چند گه با یار بودی، چند گه بی یار باش
شوق میگوید که آسان نیست بی او زیستن
صبر میگوید که باکی نیست گو دشوار باش
وصل خواری بر دهد ای طایر بستان پرست
[...]
هیچ نوشی نیست بی نیش ای پسر هشیار باش
خواب شیرین پشه دارد درکمین بیدار باش
قرب آتش طلعتان تردامنی می آورد
آب پای گل مشو، خارسردیوار باش
نشأه زندانی بود در شیشه های سر به مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.