گنجور

 
انوری

سخت خوشی چشم بدت دورباد

سال و مه و روز و شبت سور باد

بندهٔ زلفین تو شد غالیه

خاک کف پای تو کافور باد

خادم و فراش تو رضوان سزد

چاکر و دربان درت حور باد

عاشق محنت‌زده چون هست شاد

حاسد خرم شده مهجور باد

وصل تو بادا همه نزدیک ما

هجر تو جاوید ز ما دور باد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جمال‌الدین عبدالرزاق

رایت اقبال تو منصور باد

چشم بد از دولت تو دور باد

حیف بود سعی تو در قهر خصم

خصم تو از خصم تو مقهور باد

در همه دوران که کند چرخ را

[...]

نظامی

تنگ جهان بر من مهجور باد

گرد من ازدامن من دور باد

کمال‌الدین اسماعیل

رایت اقبال تو منصور باد

چشم بد از دولت تو دور باد

وحشی بافقی

آینهٔ دل که پر از نور باد

از نفس تیره دلان دور باد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه