گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۲

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگفتی کزین پس کنم سازگاری

به نام ایزد الحق نکو قول یاری

بهانه چه جویی کرانه چه گیری

بیا در میان نه به حق هرچه داری

همی گویی انصاف تو بدهم آری

تو معروف باشی به انصاف کاری

همه عذر لنگست کز تو بدیدم

سر ما نداری بهانه چه آری

به انصاف بشنو چنین راست ناید

که دل می‌ربایی و غم می‌گذاری

غم دل چه گویم تو زین کار دوری

به هرزه چه کوبم در خواستگاری

همان به که این دردسر بازدارم

کنم با تو در باقی آن دوستداری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام