عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
صبح امید شود همدم ما هم خوشباش
همه عالم بتو ای خواجه گرفتم که بدند
تو گرانی مکن و با همه عالم خوشباش
زخم دل به بود از منت مرهم ز طبیب
دست بر دل نه و بی منت مرهم خوشباش
یکدم ای صبح سعادت که چراغم باقی است
تو هم آخر بمن سوخته یکدم خوشباش
خوش برآ بر در آن مه بسگانش اهلی
سخن اینست که با عالم و آدم خوشباش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و تضادهای درونی شاعر است. او به دوری از یوسف (نماد عشق) اشاره میکند و از جوانمردی و محبت در میان جوانان یاد میکند. احساس عشق در او به شدت وجود دارد، اما عقل او را به سکوت دعوت میکند. شاعر میگوید که برای داشتن عاشقانهای گرم، باید آتش عشق شعلهور باشد و بدون آن، صحبتهای عاشقانه بینتیجه است. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و حسادت و رنجی که از رقبا و دوری معشوق میبرد را بیان میکند. در نهایت، او از ناتوانی در سکوت و کنترل خروش درونیاش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: سرانجام این شب تاریک گذر خواهد کرد، پس شاد باش، زیرا صبح امید به زودی به همراه ما خواهد آمد. پس همچنان خوشحال باش.
هوش مصنوعی: ای آقا، من، تمام دنیا را به خاطر تو به دوش میکشم، پس تو هم سنگینی نکن و با همه افراد دنیا خوش باش.
هوش مصنوعی: بهتر است که درد دل را تحمل کنی تا اینکه بخواهی به خاطر شفای آن از کسی طلب کمک کنی. چرا که اگر مرهمی هم دریافت کنی، بیمنت و از روی عشق باشد، بهتر است.
هوش مصنوعی: ای صبح خجسته، که هنوز چراغ زندگیام روشن است، تو هم در آخر، یک لحظه خوش باش.
هوش مصنوعی: به لبخند و خوشرویی آن عشق نازنین، بهتر است که با همه انسانها و مخلوقات به خوبی و خوشی زندگی کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.