مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
پر شد جهان ز ناله مجال نفس نماند
کس یک نظر ندید ترا کز تو چون گذشت
او را ز حسرت تو نظر باز پس نماند
تا بر سمند ناز بخوبی بر آمدی
دامن گرفتن تو مرا دسترس نماند
آتش زدم به سینه که مرغ دل مرا
زین بیشتر تحمل قید قفس نماند
اهلی هوس ببوس و کنار تو داشت لیک
جایی رسید که هیچش هوس نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق اندوه و دلتنگی شاعر به خاطر جدایی از معشوق است. شاعر میگوید که بدون محبوبش، همه چیز پر از ناله و اندوه شده و دیگر توان نفس کشیدن ندارد. او از حسرتهایش میگوید و اینکه هیچکس نتوانسته او را مانند معشوقش جذب کند. همچنین بیان میکند که نه توانسر گرفتن دامن محبوبش را دارد و نه میتواند در قید عشق دوام بیاورد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که دیگر هیچ هوس و آرزویی برای او باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: نشنیدهام که بدون تو چقدر بیتاب و ناراحت هستم. دیگر آرزویی برایم نمانده و دنیا پر شده است از صدای نالهام، به طوری که دیگر جایی برای نفس کشیدن ندارم.
هوش مصنوعی: هیچکس تو را ندید، اما وقتی از نزدیکت گذشت، حسرت نگاه تو باعث شد نتواند به عقب برگردد و دوباره نگاه کند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو با زیبایی بر اسب ناز نشستی، دیگر دسترسی من به تو از بین رفت.
هوش مصنوعی: دل من به شدت از درد و رنجی که در آن دارم، رنج میبرد و دیگر تاب تحمل این قید و بندها را ندارد؛ به همین خاطر آتش عشق را در درون خود شعلهور کردهام.
هوش مصنوعی: اهلی آرزو داشت که تو را ببوسد و در کنارت باشد، اما به جایی رسید که دیگر هیچ اشتیاقی برای این کار نداشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
راه برون شدن که تو را هم قفس نماند
زان دوستان خاصی که دیدید در دیار
دردا که در دیار وفا هیچ کس نماند
یاران نازنین همه رفتند و هیچ یک
[...]
در دل باختلاط کسانم هوس نماند
یا بهر اختلاط درین دور کس نماند
بی داد بین کزین شکرستان دلفریب
طوطی رمید گرد شکر جز مگس نماند
بر باد رفت نرگس و نسرین این چمن
[...]
زین العباد ماند و کسش همنفس نماند
در خیمه غیر پردگیان هیچ کس نماند
در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند
در وادی یی که آتشی افتاد خس نماند
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کشیدم آه که دیگر نفس نماند
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
[...]
رفتند اهل جود در ایام کس نماند
در بزم روزگار به غیر از مگس نماند
زد قفل باغبان به در باغ آرزو
ما را دگر به شاخ هوس دسترس نماند
رفت از دماغ گوشه نشینان حضور قلب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.