در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند
در وادی یی که آتشی افتاد خس نماند
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کشیدم آه که دیگر نفس نماند
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
زان چون گذشتم از تو نگه باز پس نماند
دردا که از نگاه تو هرکس که بود سوخت
فرقی میان عاشق و صاحب هوس نماند
تا دل نمرد چاک نزد یار سینهام
اکنون قفس شکست که مرغ قفس نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که عشق واقعی، شهوت و هوس را از بین میبرد و در دل عشقورزیده، جایی برای آتش هوس باقی نمیماند. او درباره دشواریهای این عشق و تاثیرات مثبت و منفی آن بر زندگیاش صحبت میکند. در نهایت، به این نتیجه میرسد که با از دست دادن معشوق، هیچ چیزی جز درد و حسرت در دلش باقی نمانده است و تمامی آمال و آرزوهایش در این عشق محو شدهاند.
هوش مصنوعی: در قلبی که عشق وارد شده است، دیگر جایی برای هوس و خواستههای دنیوی باقی نمیماند. همچنین، در جایی که آتش شعلهور شده، هیچ چیز از آن خاکستر نمانده و همه چیز نابود میشود.
هوش مصنوعی: در دل من عشق تو به اندازهای بود که هر بار نفس میکشیدم، حسادت به آن عشق داشتم. آنقدر آه دستهجمعی کشیدم که دیگر توانی برای نفس کشیدن باقی نماند.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، مقابل من چیزی هست و وقتی از تو عبور میکنم، دیگر هیچ چیز به یادم نمیماند.
هوش مصنوعی: متأسفانه، از نگاه تو هر کسی که دل باخته شده، دچار درد و رنج شد. دیگر فرقی میان عاشق واقعی و کسی که فقط هوس دارد، باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: به زمانی که عشق و محبت هنوز در دل من زنده بود، از معشوق خود شکایت نمیکردم. حالا که قفس عشق شکسته و دیگر در بند نیستم، دیگر نیازی به پنهانکاری نیست و من آزاد شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
راه برون شدن که تو را هم قفس نماند
زان دوستان خاصی که دیدید در دیار
دردا که در دیار وفا هیچ کس نماند
یاران نازنین همه رفتند و هیچ یک
[...]
مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
پر شد جهان ز ناله مجال نفس نماند
کس یک نظر ندید ترا کز تو چون گذشت
او را ز حسرت تو نظر باز پس نماند
تا بر سمند ناز بخوبی بر آمدی
[...]
در دل باختلاط کسانم هوس نماند
یا بهر اختلاط درین دور کس نماند
بی داد بین کزین شکرستان دلفریب
طوطی رمید گرد شکر جز مگس نماند
بر باد رفت نرگس و نسرین این چمن
[...]
زین العباد ماند و کسش همنفس نماند
در خیمه غیر پردگیان هیچ کس نماند
رفتند اهل جود در ایام کس نماند
در بزم روزگار به غیر از مگس نماند
زد قفل باغبان به در باغ آرزو
ما را دگر به شاخ هوس دسترس نماند
رفت از دماغ گوشه نشینان حضور قلب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.