رفتند اهل جود در ایام کس نماند
در بزم روزگار به غیر از مگس نماند
زد قفل باغبان به در باغ آرزو
ما را دگر به شاخ هوس دسترس نماند
رفت از دماغ گوشه نشینان حضور قلب
آسوده خاطری به بهشت قفس نماند
از رفت عید و آمد نوروز فارغم
طفل مرا ز بس که هوا و هوس نماند
بستند سیدا در ارباب جود را
از ناله لب ببند که فریادرس نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناامیدی و یأس از زندگی میپردازد. او اشاره میکند که در دوران سختی، دیگر کسی در کنار انسانها نیست و تنها مگسهای مزاحم باقی ماندهاند. باغ آرزوها بسته شده و دیگر به آرزوها و خواستهها دسترسی وجود ندارد. همچنین، حس حضور قلب و آرامش خاطر از زندگی به دور شده و در نتیجه، هیچیک از خوشیها و لذتهای زندگی باقی نمانده است. شاعر از عدم کمک و فریادرس بودن دیگران در زمان دشواریها گلایه میکند و این کلمات به نوعی انعکاس زندگی تلخ و ناامیدکننده اوست.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که بزرگان و بخشندگان رفتهاند، دیگر هیچکس در مجالس خوشی باقی نمانده است و فقط حشرات مزاحم، مانند مگس، باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: باغبان قفل درِ باغ آرزوهای ما را زد و دیگر به گلها و خواستههایمان دسترسی نداریم.
هوش مصنوعی: وجود و احساس راحتی که در دل گوشهنشینان بود، به طوری از میان رفت که دیگر جایی برای آسایش و آرامش در زندگیشان باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: با گذشت عید و فرا رسیدن نوروز، احساس آزادی و خوشحالی در من به وجود آمد، زیرا دیگر دغدغههای دنیوی و خواستههای نفسانی برایم باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: سید را در برابر صاحب بخشش مسدود کردند و از زخم زبان و نالهاش جلوگیری کردند چون دیگر کسی به فریادش نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس
راه برون شدن که تو را هم قفس نماند
زان دوستان خاصی که دیدید در دیار
دردا که در دیار وفا هیچ کس نماند
یاران نازنین همه رفتند و هیچ یک
[...]
مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
پر شد جهان ز ناله مجال نفس نماند
کس یک نظر ندید ترا کز تو چون گذشت
او را ز حسرت تو نظر باز پس نماند
تا بر سمند ناز بخوبی بر آمدی
[...]
در دل باختلاط کسانم هوس نماند
یا بهر اختلاط درین دور کس نماند
بی داد بین کزین شکرستان دلفریب
طوطی رمید گرد شکر جز مگس نماند
بر باد رفت نرگس و نسرین این چمن
[...]
زین العباد ماند و کسش همنفس نماند
در خیمه غیر پردگیان هیچ کس نماند
در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند
در وادی یی که آتشی افتاد خس نماند
در سینه بود با تو نفس رشک داشتم
چندان کشیدم آه که دیگر نفس نماند
از هر طرف که می نگرم در مقابلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.