اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
سنگی بزن تلخی بگو تیغی بکش کاری بکن
گیرم نداری میل من ایمردم چشم کسی
از گوشه چشمی بما نظاره یی باری بکن
ای یوسف جان میخرد خلقی بجان وصل ترا
رسم گرانجانی بهل میل خریداری بکن
مردیم دور از روی تو در خانه مانی تا به کی
بیرون خرام آخر گهی گلگشت بازاری بکن
تا کی طبیب عاشقان غافل ز حالت بگذرد
اهلی بکش آهی ز دل یا ناله زاری بکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از بوسهای سخن میگوید که آنقدر برایش ارزشمند است که حاضر است جانش را برای آن بدهد. او مضطرب و مشتاق است و میخواهد معشوق به او نزدیکتر شود. همچنین اشاره میکند که حتی اگر بهش نفسی بدهند، باز هم مشتاقتر است و در نهایت، آمادگی خود را برای فدای عشق و هوای معشوق نشان میدهد. در کل، شعر تم عشق و فدای جان را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: حالا که فقط تو را دیدم، همانند لطفی که بر من داری، اگر قصد آزار داری، کاری انجام بده؛ سنگی پرتاب کن، حرفی تلخ بزن، یا تیغی بیرون بیاور و عملی انجام بده.
هوش مصنوعی: اگر تو به عشق من توجهی نداری، اشکالی ندارد، فقط یک بار با نگاهی از گوشه چشمت به من توجه کن.
هوش مصنوعی: ای یوسف جان، مردم برای وصال تو جان میخرند؛ این عشق گران است، پس برای خریدن این محبت تلاش کن.
هوش مصنوعی: ما در دوری تو جان سپردیم و در خانه منتظریم تا چه زمانی باید بیرون برویم. دیگر چه زمانی با خیال تو به بازار و خوشگذرانی خواهیم رفت؟
هوش مصنوعی: تا چه زمانی پزشک عشقورزان از حال دل آنها غافل خواهد ماند؟ ای اهلی، یا یک آه عمیق از دل بکش یا نالهای کن و از درد خود بگو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مایه آزار دل، فکر دلزاری بکن
شکرانه آزادگی، یاد از گرفتاری بکن
غمزهزنان، جولانکنان، با این و با آن همعنان
ز افتادگان چون بگذری، رو در قفا باری بکن
ای قتل مردم کار تو، باقیست چندین جان هنوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.