منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
من که خود دلشده ام منع کسان چند کنم
بیوفایی مکن از دوری من حمل که من
گر کنار از تو کنم بهر زبان بند کنم
جای دوری بود از رشک رقیب تو ولی
چون زیم بیتو و خود را بچه خرسند کنم
بیتو در صبر زیم عمری و باز آنهمه صبر
صرف یکخنده آن لعل شکر خند کنم
طعنه بر شورش مجنون نتوان زد اهلی
من دیوانه چرا عیب خردمند کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و طنازی معشوق است که به قد و ناز او اشاره میکند. شاعر از جذابیت معشوق میگوید و اینکه هرچند درد و رنج میکشد، محبت و عشق او را نمیتواند فراموش کند. در عین حال، شاعر به تسلیم شدن در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند و اعتراف میکند که حتی در برابر ظلم و بیاعتنایی او، باز هم دل از عشق او برنمیدارد. نهایتاً، در این شعر به عرفان و عبودیت نیز اشاره شده که باید در برابر خداوند و زیباییهایش تسلیم شد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دیگران را از دوستی و نزدیکی به خودم بازدارم، چون خودم نیز از دل به این دوستیها پرداختهام و نمیتوانم از این احساسات صرفنظر کنم.
هوش مصنوعی: به یاد من باش و به خاطر دوریام بیوفا نشو، چون اگر بخواهم میتوانم با زبانم هر چیزی را به تو بگویم.
هوش مصنوعی: در یک جا دور از حسادت رقیب تو قرار داشتیم، اما حالا که تو را دیدهام و خوشحال شدهام، این فاصله برایم مهم نیست.
هوش مصنوعی: من عمری را در صبر و انتظار گذراندهام و حالا همه آن صبر را برای یک لبخند از تو که همچون لعل و شکر است، صرف میکنم.
هوش مصنوعی: نمیتوان به دیوانگی مجنون خرده گرفت، چرا که من هم که خود را عاقل میدانم، دلیلی برای عیبجویی از او ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.