تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
او می خورد بمردم و من دردسر کشم
درد مرا بغیر چه نسبت که مدعی
خار از قدم بر آرد و من از جگر کشم
ظاهر شود خرابی عالم ز سیل اشک
روزی که من گلیم خود از آب برکشم
من مست خود مرادم و ناصح مرا ز می
چندانکه منع بیش کند بیشتر کشم
گر نوشم از سفال سگان تو دردیی
بهتر ز آب خضر که از جام زرکشم
بعد از هزار سال که یکجام دادیم
بختم امان نداد که جام دگر کشم
اهلی بهل که ناوک او در دلم بود
حیف است تیر یار که از دل بدر کشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات خود و دشواریهایی که در رابطه با معشوق دارد، اشاره میکند. او از منعت از دوستان صحبت میکند و میگوید که خود نیز گرفتار عشق شده و نمیتواند دیگران را از این احساس منع کند. همچنین به دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر دور باشد، او را با زبانی خاص به یاد میآورد. شاعر بیان میکند که با وجود دوری، به یاد معشوق، صبر میکند و ارزش یک لبخند او را فراموش نمیکند. در نهایت، شاعر میگوید که نمیتواند به دیگری بخواهد که عشق را بفهمد، چرا که خود نیز در این عشق دیوانه شده است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر دلشکستگی از آن زن زیبا رنج میبرم. او در حال نوشیدن شراب و خوشگذرانی است و من هنوز درگیر مشکلات و غمهای خود هستم.
هوش مصنوعی: درد من با چه چیزی ارتباط دارد وقتی که کسی برای رسیدن به هدفش، از مشکلات کوچک بیاعتنا عبور میکند و من دارم از عمق وجودم رنج میبرم.
هوش مصنوعی: وقتی که من بتوانم خود را از مشکلات و سختیها رها کنم و به ساحل آرامش برسم، آن وقت خرابیهای جهان نیز نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: من در حالت مستی و شوق خود به سر میبرم و هرچقدر که نصیحتکنندهام بخواهد مرا از نوشیدن منع کند، من بیشتر به سمت این کار میروم.
هوش مصنوعی: اگر از ظرف سفالی سگهای تو بنوشم، دردی بهتر از آبی که از چشمهی خضر مینوشم، احساس میکنم؛ حتی اگر آن آب در جام طلا باشد.
هوش مصنوعی: پس از هزار سال که یکبار پیمانه را پر کردیم، قسمت من اجازه نداد که دوباره پیمانهای پر کنم.
هوش مصنوعی: عزیز من، نغمهای که در دل داشتم، نمیتوانم فراموش کنم. چه زیباست که عشق او هنوز در وجودم باقی مانده و نمیتوانم از دل خود دورش کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
هر لحظه ای ز زخم تو درد دگر کشم
بس آب گرم و باد خنک هر شبی که من
از دیدگان ببارم و از سینه برکشم
یا پاره کن به قهر گریبان عمر من
[...]
زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم
سخت است حال مشکل اگر تا سحر کشم
غایب نگشته از نظر از پا درآمدم
من آن نیم که رنج فراق سفر کشم
آن بلبل ندیده بهارم که انتظار
[...]
چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم
تیغم نمی برد بچه امید بر کشم
از گریه کور گشتم و بینائیم بجاست
هر لحظه رشته مژه را در گهر کشم
عمرم بباغبان نخل قدش گذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.