منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
همه عشق و درد و داغم همه شوق و آرزویم
تو بهار عاشقانی بخدا اگر نباشی
نه بهار باغ بینم نه گل و سمن ببویم
مگرت بخواب بینم چو حیات خضر اگر نه
خبر تو از که پرسم اثر تو از که جویم؟
ز محبت تو با من همه خلق چون رقیبند
بکه راز خود گشایم غم خویش با که گویم؟
دل عاشقان بمویی ز امید بسته داری
بوفا که مگسل از من که ضعیفتر ز مویم
همه جان اگر شوم من نگهت هنوز نتوان
مگر آنکه چشم و جان هم ز غبار تن بشویم
تو که پادشاه حسنی بگدا کجا نشینی
بزکوه حسن گای نظری فکن بسویم
زمن آن غزال مشکین نرمد ز طعن مردم
من ازین کرشمه اهلی سگ آن فرشته خویم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات پنهانی و غمهایی که در دلش نهفته است، صحبت میکند. او اعتراف میکند که هرگز نتوانسته است این احساسات را با کسی در میان بگذارد و به همین دلیل در دل خود رنج میکشد. شاعر به امید معشوق خود جانش را در خطر قرار داده، اما از نداشتهها و آسیبهایی که متحمل شده سخنی به میان نمیآورد. او همچنین اشاره میکند که اگرچه موفق به بیان برخی از داستانها و تجربیات خود شده، اما نمیتواند از حقیقتهای تلخ و عمیقتر بگوید. در نهایت، شاعر به نوعی به کفر در عشق معشوق اشاره میکند و میگوید که این احساسات فراتر از عشق معمولی است.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر غم تو، سرمست و بیهستم. رنگ لالهام نشان از شوق و درد درونم است و تمام احساساتم پر از عشق و آرزوهای من است.
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، بهخدا دیگر نه بهاری از عاشقان میبینم و نه میتوانم بوی گل و سمن را استشمام کنم.
هوش مصنوعی: اگر خواب ببینم که حیات خضر را دارم، وگرنه از چه کسی درباره تو بپرسم و اثر تو را از چه کسی جستوجو کنم؟
هوش مصنوعی: از عشق تو، همه مردم با من به مانند حریف هستند. نمیتوانم راز دلم را بگویم و نمیدانم غم خود را با که در میان بگذارم.
هوش مصنوعی: دل عاشقان به امیدی کوچک بسته شده است، ولی تو با وفا باش و از من جدا نشو، چرا که من از مویی نیز ضعیفتر هستم.
هوش مصنوعی: اگر من تمام وجودم را فدای تو کنم، باز هم نمیتوانم به تو نگاه کنم مگر اینکه چشم و جانم را از آلودگیهای جسم پاک کنم.
هوش مصنوعی: تو که زیبا و دلربا هستی، چرا در جای دوری نشستهای؟ نگاهی به طرف من بکن و زیباییات را به من نشانده.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و لطافت یک غزال سیاه است که با نرمی و ظرافت خودش توجهها را جلب میکند. شاعر به نوعی به این نکته اشاره میکند که در برابر انتقادات و قضاوتهای مردم بیتفاوت است و همچنان به زیبایی و جذابیتهای خود ادامه میدهد، حتی اگر این زیبایی به نظر دیگران ناپسند باشد. او به نوعی با یک کنایه به مشکلات و چالشهای زندگی اشاره میکند، اما در عین حال حس افتخار به زیبایی و فردیت خود را حفظ میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
علی ایکه جز به عشق تو نبوده های و هویم
علی ایکه جز بذکر تو نبوده گفتگویم
می عشق تست تنها بصراحی و سبویم
پی آب زندگانی ره ظلمت از چه پویم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.