ز روزگار ندیدم دمی فراغت بال
بیار ساقی جامی زباده مالامال
از آن میی که اگر دلشکستگان تاکش
درون دل گذرانند لب زند تبخال
از آن میی که به گاه نوشتن نامش
مکد سر قلم خویش کاتب اعمال
ز شاخسارش هشیار برنخیرد مرغ
اگر بریزی زو قطره ی به پای نهال
میی که مرگ نمی بود اگر خدای جهان
به جای روحش می داد جای در صلصال
میی که گر بچکد قطره از وبراض
هلال وار شود بدر را خسوف محال
میی چنان که اگر بهره یابد از بویش
حکایت از دم عیسی کند نسیم شمال
میی به رنگ و به بوخانه سوز لاله و گل
چو عشق دشمن عقل و چو علم منکر مال
چو گل زخنده نیامد لب پیاله بهم
از آن زمان که ازین می چشید یک مثقال
میی که کرده خدای جهانیان بر ما
چو خون دشمن سلطان شرق و غرب حلال
سپهر رتبه امامی که چرخ ارزق پوش
چو صوفیان همه بر یاد او نماید حال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر شوق و عشق به می و باده است. شاعر از بیفراغتی در زندگی شکایت میکند و از ساقی میخواهد که جامی پر از شراب بیاورد. او به ویژگیهای خاص می اشاره میکند که میتواند دلشکستگان را تسکین دهد و یادآور قدرت و زیبایی میباشد. مییی که اگر چکیده شود، میتواند به رخسارهای ماه تاثیری شگفتآور داشته باشد و در عین حال بوی آن میتواند مانند نسیم شمال یادآور داستانهایی از عیسی باشد. در واقع، شاعر پیوسته بین عشق، عقل و علم در تقابل است و از می به عنوان یگانه مایهی شادی و سرور یاد میکند. شعر تا انتها به ارتباط عمیق می و تاثیر آن بر زندگی انسانها و روحانیت پرداخته است.
هوش مصنوعی: از روزگار هیچ لحظهای را بدون دردسر و آرامش نگذراندهام. ای ساقی، جامی پر از شراب برایم بیاور.
هوش مصنوعی: اگر دلشکستگان از می لذت ببرند، بر دلشان نشانهای از عشق و غم باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که وقتی نامش را مینویسند، سر قلم نویسنده در انجام کارهایش ماندگار میشود.
هوش مصنوعی: اگر از شاخهی درخت، پرندهای آگاه و بیدار نشود، حتی اگر قطرهای آب به پای نهال بریزی، تأثیری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر خداوند به جای روح انسان، تکهای از خاک را به او میداد، عیش و نوش و شادی از زندگی نه تنها وجود نداشت، بلکه مرگ هم به سراغش نمیآمد.
هوش مصنوعی: شرابی که اگر یک قطره از آن بچکد، باعث میشود که ماه همچون هلالی شفاف به خسوف برود، چیزی غیرممکن است.
هوش مصنوعی: بوی می، به گونهای است که اگر نسیم شمال به آن برسد، میتواند داستان آمدن عیسی را بازگو کند.
هوش مصنوعی: شرابی که رنگ و بوی آن به سوز لاله و گل است، مانند عشق است که با عقل دشمنی دارد و همچنین مانند دانشی است که به مال و ثروت بیاعتناست.
هوش مصنوعی: از زمانی که از این شراب مینوشیدم، لب پیاله دیگر با خنده و شادی رنگی ندارد، مانند گلی که پژمرده شده است.
هوش مصنوعی: بادهای که خداوند جهانیان بر ما نازل کرده است، مانند خونی است که برای دشمنان سلطانهای شرق و غرب مجاز است.
هوش مصنوعی: در آسمان، مقام امامی که به مانند بخت و روزگار به نیازمندان روزی میرساند، علاوه بر اینکه حال و هوای او را همچون درویشان در دلها زنده نگه میدارد، نشان از مقام بلند اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟
شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی
[...]
به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
چهارشنبه و سه روز باقی از شوّال
بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم
سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال
ستوروار بدینسان گذاشتم همه عمر
[...]
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
مرا ببین که ببینی کمال را بکمال
من آن کسم که بمن تا بحشر فخر کند
هر آنکه بر سر یک بیت من نویسد قال
همه کس از قبل نیستی فغان دارند
[...]
همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
چو یار من نبود وین حدیث بود محال
من آنچه دعوی کردم محال بود و نبود
از آنکه چشم من او را ندیده بود همال
ز نیکویی که به چشم من آمدی همه وقت
[...]
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال
زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن
بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
درر چو لاله شود لعل در دهان صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.