گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

خدایگانا بر بنده بندگیت چنانک

نماز و روزه بود بر جهانیان فرض است

و لیک عرض کنم حال خود که نزد صدور

گشایش غم ارباب حاجت از عرض است

معلّق است دلم در کشاکش غم وام

چنانک گویی بین السماء والارض است

به حالتی برسیدم که تا به آب سبوی

هر آنچ وجه معاش من است از قرض است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام