فروغ دیده و چراغ دوده فلان را دوده دولت دید به دو دیده صولت دود رمد مرساد. از شکست مکاره تند رستم و فراخواه همت کار معیشت و بار معاد را با همه سستی، چست کیش تو خوشتر، که روزگارت بی حیله گری صرف پیله وری است و اختیارت بدل موی فروشی و تفسیله خری، کاسب حبیب خداست و طبیب دوا، رنجش مایه گنج است و زیانش خوشتر از سود.
مردانه باش و فرزانه زی. اندوز دانش و آموز هنر را جز پرچمه شیخی ثمر نزاد و گوهرت را جز دعوی بی معنی خطر نرست، و خود را هر دو از جوشش گسستی و از کوشش خستی و باز همانی که هستی:
شیخ را دیدم و گفتم مگر از عهد قدیم
قدری به شده ای باز همان است که بود
مگر عنایت پاک یزدان است که از هیچ عالم و از نوح آدم ساخت، درین حرفت مکانت دهد و بدین پیشه که امانت و دیانتش لازم، فرفطانت بخشد. جز شوق چیلان گری و ذوق یابو پروری از تو هرگز چیزی ندیدم و انگیزی نشنیدم. اگر کوب آهن قفل مرادی گشادی یا تیمار یابو بال مرا می نهادی مطرقه بایستی از ترک فرقد سندان کند و دندانه... ماه نو را دندان شکند که گاهی گزافانه تذکار شوقی به دیدار ما نیز نیرزد.
تا توانستم ندانستم چه سود
چون بدانستم توانستم نبود
وقتی میرمیش مست شیر... را در استیصال ری به در استقلال خاور کس فرستاد که... در مشتاق دیدارم و مفتون گفتار یا به رحمت تشریف فرمائی کن و یا فرمان زحمت افزائی ده. گفتی آن روز که رغم دولت را تو میر محاصره بودی و من شیر مشاجره. قوام مغالبه را ساز مراودت کردم.تا ز مسافرت آوردی به آذوقه برگ مراسلت کردم به مضایقه ترک مجاملت گرفتی تا میری توتیپای فنائی خورد و شیری من فطرت روباهی گرفت.
با این خواری که منم و این خاکساری که تو، چه ما دیدار به یکدیگر آریم و چه دو اخته نرخر را ملاقات افتد، نه من امتثال تکلیف کنم نه تو احتمال تشریف احوال من بنده و حضرتت را این گذاره مصداقی متین است و برهانی مبین، با این همه بازم نوید بهبود است و تمنای سود که آخری بود آخر شبان یلدا را.
انشاء الله برهان علم را عمل تجارت جبرانی به سزا خواهد کرد و به هنگام خود از لقای عزیزت بهره بقا خواهم گرفت. باز کتاب برهان و گرگانی نرسیده و تاکید من بر تو حکایت آب و پشت مرغابی شد، حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن درباره تأملات و چالشهای زندگی و کار معیشت است. شاعر با اشاره به تلاشها و ستیزهای زندگی، به ضرورت کوشش و علمآموزی پرداخته و به تأثیرات آن بر انسان اشاره میکند. او به وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز نگاهی دارد و به این نکته میپردازد که باید با تدبیر و ایمان به خداوند، در برابر مشکلات ایستادگی کرد. همچنین، ارتباطات انسانی و اهمیت دوستانه بودن هم در شعر به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر امیدوار است که با تلاش و علم، به بهبود زندگی خویش دست یابد.
هوش مصنوعی: چشمها و نوری که از آن برمیخیزد، تحت تأثیر کار دولت قرار گرفته و با دو چشم خود، به آن مینگرد. از شکستهای سریع و فریبنده رستم، و تلاش برای تأمین معیشت و عاقبتها، با وجود همه ضعفها؛ بهتر است که تو با روحیهای سرزنده و خوشبین زندگی کنی. روزگار تو بدون حقهبازی و فریبکاری، صرفاً به زحمت و تلاش سپری میشود و اختیار تو به کسب و کار اندک محدود شده است. ولی یک تاجر واقعی، محبوب خداست و درمانگر رنجها. زحمت و رنج، منبع ثروت است و گاهی زیان، بهتر از سود به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: مردانگی و خردمندی خود را حفظ کن. دانش را فرا بگیر و هنر را بیاموز، زیرا جز از وجود یک معلم نمیتوان ثمرهای به دست آورد و ارزشهای خود را جز با ادعای بیپایه نمیتوان به دست آورد. همچنین خود را از شور و شوق دور نکن و از تلاش دست نکش، زیرا در نهایت تو همان چیزی هستی که اکنون هستی.
هوش مصنوعی: شیخ را ملاقات کردم و گفتم، آیا از زمانهای قدیم چیزی برای تو تغییر کرده است؟ همچنان همانند قبل هستی.
هوش مصنوعی: غیر از لطف و محبت پاک خداوند هیچ چیزی نمیتواند جهانی را از عدم به وجود آورد و موجود زندهای مانند انسان را بسازد. این امر به تو مقام و منزلت میبخشد و در این کار، امانت و صداقت تو لازم است. جز عشق و شوقی که در تو نسبت به پرورش اسبهاست، هیچ چیز دیگری از تو ندیدهام و هیچ انگیزهای از تو نشنیدهام. اگر آهنگری بتواند قفل آرزوها را بگشاید یا اگر کسی بر روی بال من مهربانی کند، باید ابزار آن از قدرتی ویژه برخوردار باشد، زیرا گاهی اوقات یادآوری عشق به دیدار ما نیز بیفایده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانستم به حقیقت پی ببرم، نمیدانستم که چه فایدهای دارد، اما زمانی که به حقیقت آگاه شدم، دیگر توانایی نداشتم.
هوش مصنوعی: وقتی که میرفتم، یک شیر مست بودم. در وضعیت ناامیدی، پیامی به کسی در خاور فرستادم که در انتظار دیدار تو هستم و مجذوب صحبتهایت هستم. یا لطفاً به ملاقات من بیایی یا فرمانی بده که زحمت نکشم. به یاد دارم آن روز که تو در محاصره دولت بودی و من درگیر جدال بودم. تلاش کردم رابطهام را برقرار کنم و از مسافرت به تو اعلام نیاز کردم، ولی تو به خاطر ملاحظات از تعامل با من پرهیز کردی. در این میان، من به نوعی از حیوانت فطرت نیرومند شیر برخورد کردم و خودم را در موقعیت پیچیدهای یافتم.
هوش مصنوعی: با این حالتی که من دارم و این تواضعی که تو داری، چه ما بتوانیم یکدیگر را ببینیم و چه دو نرخر به هم برخورد کنند، نه من میتوانم وظیفهام را انجام دهم و نه تو میتوانی به حال من و وضعیت خودت توجه کنی. این جمله به خوبی نشاندهنده این واقعیت است و برهانی واضح است. با این همه، هنوز هم امید به بهبودی و آرزوی منفعت وجود دارد که همانند آخرین شب یلدا است.
هوش مصنوعی: امیدوارم که برهان علم، عمل تجارت را به خوبی جبران کند و در زمان مناسب از دیدار عزیزی بهرهمند شوم. هنوز کتاب برهان و گرگانی به دستم نرسیده و تأکید من بر تو مانند داستان آب و پشت مرغابی است. دل من در این زمینه گیج و حیران است و کمتر از سنگ سخت نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.