درد و کاهش تن، و گزند خواری، و رنج بی پرستاری، چندان زینهار بخشد که دمی بدرود بستر و بالش کنم، و شب خوش با فریاد و نالش گویم. از جشن جمشید تا اکنون که آغاز روزه است، و پارسا تا سایه پرست را بند بر کاسه و نگین بر کوزه شد آمد، این تلواس به یکی چشم زد آسوده و آرامم نگذارد، و روان شکسته توان به پای اندیشه و پوی پندار جز راه دیدار سرکار، و فرگاه امیدگاهی حاجی نسپارد، همچنان از جوش و کوش نخواهم آرامید مگر به خواست پاک یزدان و سود خدای خوانیهای حاجی و افزایش مهر دوست گل از خس بند خار رهائی یابد، و گنج از چنبر مار جدائی.
پیش از اینها دستان و خطر، آفرینش های پارسی پرداخت را می نگاشتند و به یادگار می گذاشتند. کاروبار این فزایش گرفت و دامان آن به گردون خواستن و سود تن کاستن آلایش. دیگران نمی دانند و اگر دانند نمی توانند بدین دست آویز یکصد نامه یا افزون لته داروفروشان بازار گشته، و پس انداز روزن درویشان شکاف انبای سوراخ دیوار. اگر چه راستی را چرندی که من درهم بافم جز این نیرزد و اگر خود کاغذ زر باشد دل بر تباهی آن نلرزد، ولی دیده و دانی که در تختگاه کی و شهر بندجی و دیگر شهرها خریدار فراوان است و نگارشگران را بیش از آنچه باید مایه ساز و سامان.
پس از خواندن اگر یکی از بستگان برنگارند و در کنجی گذارند، روزی نوآموزان را دستیار نگارندگی و پایمرد گزارندگی خواهد شد. کاری که خاری از دل کشد و باری از گل، برسرای. دانسته و توانسته اگر رای تباهی و راه کوتاهی گیرم، لال در آیم به گل، کور برآیم زخاک. بنده خاکسار یغما.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بیان دردها و رنجهای خود میپردازد و از احساس ناامیدی و کمحالی ناشی از عدم توجه و پرستاری صحبت میکند. او به یاد جشنی میافتد و از مشکلاتی که در زندگی دارد، گلایه میکند. همچنین، او به تلاشهای گذشتهاش در نگارش و ثبت تاریخ اشاره میکند و به دشواریهایی که نویسندگان بهویژه در زمانه خود با آن مواجهند، میپردازد. نویسنده به نیازی به شدت تلاش و کوشش برای حل مشکلاتش اشاره میکند و خواستار یاری از خداوند برای رهایی از رنجها و بهبود اوضاع است. در نهایت، او بر اهمیت نگارش و یادمانهای فرهنگی تأکید میکند و به امید روزی بهتر میاندیشد.
هوش مصنوعی: درد و کاهش انرژی، و زجر و بیکسی به اندازهای مرا تحت فشار قرار داده که از بستر و بالش خود دست میکشم و شب را با فریاد و ناله سپری میکنم. از زمان جشن جمشید تا حالا که روزه آغاز شده، این رنج و درد به گونهای بر من تاثیر گذاشته که آرامش را از من گرفته است. ذهنی شکسته دارم و جز راه دیدار محبوبم نمیبینم. امیدی ندارم جز آنکه با اراده خدای پاک، محبت و دوستی به من روی بیاورد. با این حال، همچنان تلاش میکنم و جز با خواست خدا آرامش نخواهم یافت، به امید اینکه عشق و دوستی مانند گلی از میان خارها آزاد شود و گنجی از چنگ مار رهایی یابد.
هوش مصنوعی: قبل از این، خلاقیتها و خطرات زندگی پارسی به ثبت میرسید و به یادگار گذاشته میشد. این فعالیتها رونق پیدا کرد و به وسعتی درخواستی و نیاز به کم کردن طمعها رسید. دیگران شاید خبر ندارند و اگر هم بدانند، نمیتوانند از این فرصتی که برای بسیاری از فروشندگان دارو ایجاد شده، بهره ببرند و پساندازهایشان را در شکافهای دیوارها نگه دارند. اگرچه چیزی که من میگویم به نظر بیمعنی میآید و هیچ ارزشی ندارد، اما کسی نمیتواند انکار کند که در مکانهای مختلف، خریداران زیادی وجود دارند و نویسندگان بیش از آنچه که لازم است، مشغول کار هستند.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه خوانده شد، اگر یکی از اعضای خانواده آن را بررسی کند و در جایی قرار دهد، روزی به یادگیری و مهارتهای نوآموزان کمک خواهد کرد. این کار میتواند سنگینی را از دوش برداشت و درد دل را کاهش دهد. اگر راهی اشتباه و کوتاه را انتخاب کنم، در سکوت به زمین فرو میروم و مانند کسی که از خاک بلند میشود، نابینا خواهم بود. من فردی خاکی و فروتن هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.