فدایت گردم آنوقت که بیدار وصل مژده احضار بودم، دیده عزیزت چون بخت شوخ چشم من در خواب بود و کنون که بخت بلندم را دیده از خواب غفلت برآمده مهیای دیدن یکی از دوستان بیدار بختم که تازه رخت بدین سامان کشیده.اگر نروم البته خواهد رنجید و یقین دارم سرکار خداوند را از تخلف این بنده غبار رنجش بر ساحت خاطر همایون نخواهد نشست، اگر حیاتی باشد فردا صبح سعادت اندوز محفل فیروز خواهم شد زیاده چه عرض شود.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از عشق و انتظار برای وصال معشوقش صحبت میکند. او میگوید که در زمانی که بیدار بود، امید دیدار معشوقش در خواب بود و حالا که بختش بلند شده، برای دیدن او آماده است. او نگران است که اگر به ملاقات معشوق نرود، او رنجیده خواهد شد و بار دیگر تأکید میکند که در صورت ادامه حیات، صبح فردا فرصتی برای دیدار معشوق خواهد داشت. در نهایت، او از بیان بیشتر احساسات خود خودداری میکند.
هوش مصنوعی: ای کاش بدانم زمانی که در حال انتظار وصال بودم، چشمان عزیزت مانند بختی شاداب و خوابآلود بود. حالا که فرصت بیداری و دیدار یکی از دوستان خوشبخت خود را دارم، متوجه شدهام که او به تازگی به این شکل آراسته است. اگر نروم، مسلماً دلگیر خواهد شد و مطمئن هستم که این غیبت، بر دل خداوند بزرگ هیچ غم و کدورتی نخواهد افزود. اگر عمری باقی باشد، فردا صبح در جمع دوستان خوشبخت و خوشحال خواهم شد. بیشتر از این چه بگویم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.