دریغا که مگر مج دریای زندگانی و سرطان لجه کامرانی که خره های دجله عالم امکانی را مال پدر و مهر مادر می انگاشت، گرم آسا در کام نهنگ اجل و خر مثال در وحل هلاک فروشد. آسمان بی مهر و سیر ماه و مهر، فرد:
چنان تیپا زدش بر طبله کون
که جست از پیزی سرداب بیرون
ازاله وجود قساوت آمودش منشا نشاط ساحت عالم آمد و ورود ناسعادت موردوش موجب اندوه تیول داران اصقاع جهنم، ریح حیاتش از مقعد جهان جست و ریش تعلقش از چنگ آسمان، خراطین شمایلی که چون کرم معده مزاج عالمی را رنجور داشت از روده شخص زندگانی مندفع آمده، کنون در مبرز لحد دروازه کونش معبر مار و مور است و قذر وجودش طعمه کرمان گور، قطعه:
آنکه چون او گهی فلک کم رید
گرچه کون فلک دمادم رید
عامل ملکت سلیمان شد
بر صریر و ساده جم رید
نه همین پارس زو ملوث شد
بر اقالیم ربع عالم رید
آدمی شد به یمن ثروت و جاه
لیک بر دودمان آدم رید
چون نبودش تمیز در فطرت
گه و عقلش زمانه درهم رید
جبن تا غایتی که در صف جنگ
بارها بر نفیر و پرچم رید
بخل تا پایه ای که در محفل
عکس مقصد به ...یر حاتم رید
لایق ریش خویشتن آخر
از جهان رفت و بر جهنم رید
جسم ناپاکش لجن ته حوض عالم ناسوت شد و جغد میشوم روحش کنگره نشین خرابه برهوت، خس و خار هیاتش شعله انگیز آتش جحیم آمد و کام ناکامش جرعه گمار باده زقوم و حمیم، مصرع: مبارک بادش این عشرت که دارد روزگاری خوش.عرصه جولان کمیت قلم به انجام نرسیده، یکی گفت این گوز گاو هنوز در معده وجود است و این قاذورات اعظم همچنان در مستراح مشهود، تا درثالث هر خبری رسد عرضه دارم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف زوال و نابودی انسان و زندگی پرداخته است. شاعر به بررسی ماهیت وجود و اثرات منفی رفتارهای انسانی چون طمع، جُبن و فساد میپردازد. او به تصویرسازی از عواقب اعمال ناپسند، مانند سقوط به جهنم و نابودی انسانیت میپردازد. در واقع، او به این نکته اشاره میکند که ثروت و مقام نمیتواند بر زشتیهای درونی انسان غلبه کند و فرد در نهایت با عواقب بد خود مواجه میشود. شاعر با بیانی کنایهآمیز به وضعیت زندگی و مرگ اشاره دارد و از آن به عنوان جستوجوی حقیقت و عاقبت کارها یاد میکند. در نهایت، او بر زشت بودن انسانها تأکید میکند که به رغم موقعیتهای ظاهری، روح و ذاتشان دچار آلودگی و فساد است.
هوش مصنوعی: متأسفانه، دریغا که مانند یک دریا، زندگی و خوشبختی به طور مداوم ناپایدار و بی ثبات است. انسانها در این دنیای پر از مشکلات و چالشها، به مانند خرهایی که به راحتی فریب میخورند، داراییها و نعمتهای خود را به راحتی از دست میدهند. در نهایت، همه ما در برابر سرنوشت محتوم خود تسلیم میشویم و مانند موجوداتی بینتیجه به زوال میرسیم. آسمان نیز بیعاطفه و بینور است و در واقع، ما در جهانی پر از سردی و تاریکی در حال زندگی هستیم.
هوش مصنوعی: به شدت ضربهای به بدنش زد که به بیرون از فضای محدود خودش پرتاب شد.
هوش مصنوعی: از بین بردن خشونت به وجود آمده، منبع شادی در این عالم است و ورود بدبختی باعث ناراحتی زمینداران در جهنم میشود. جریان حیات او از مرکز جهان جاری شده و وابستگیاش از آسمان کنار گذاشته شده است. موجوداتی که مانند کرم معده مزاج دنیا را به شدت تحت فشار قرار دادهاند، با رفتن از زندگی به مرگ، اکنون در میان قبرها، مسیرشان به هم نوعان خود، مارها و مورچگان است و وجود بیارزشش به طعمهای برای کرمهای خاکی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که مانند او گاهی اوقات بر جهان تسلط دارد، اگرچه عالم در حال تغییر و دگرگونی است.
هوش مصنوعی: کسی که بر تخت پادشاهی سلیمان نشسته بود، به راحتی و بدون تلاش خاصی بر همه چیز مسلط شد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زبانی یا فرهنگی که از آن صحبت میشود، تأثیر منفی بر مناطق و کشورهای مختلف گذاشته و موجب شده که نقاط دیگری تحت تأثیر قرار بگیرند. به عبارت دیگر، برخی از تأثیرات منفی یک فرهنگ یا زبان میتواند دامنهای فراتر از محل خود داشته باشد و بر سایر نقاط جهان اثر بگذارد.
هوش مصنوعی: انسان به خاطر ثروت و مقام، به مرتبهای رسیده است، اما بر نسل و اصل خود خرده میگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که فرد از شناخت و درک درستی برخوردار نباشد، عقلش هم دچار آشفتگی و بینظمی میشود.
هوش مصنوعی: ترس تا حدی است که در میدان جنگ چندین بار بر فریاد و پرچم بیاحترامی کرده است.
هوش مصنوعی: بخل به حدی است که در محفل و جمع دوستان به جای حاتم، کسی که معروف به بخشش و سخاوت است، نشسته و همه را ناامید کرده است.
هوش مصنوعی: در نهایت، کسی که شایستهی جایگاه خود نبود، از دنیا رفت و به سرنوشت بدی دچار شد.
هوش مصنوعی: جسم آلودهاش به مانند لجن در ته حوض دنیای مادی شده و روحش همچون جغدی در ویرانهای بی آب و علف زندگی میکند. خار و خس وجودش مانند آتش جهنم را شعلهور میکند و آرزوهای ناشدنیاش را با نوشیدن شراب زقوم و آب داغ سیراب میکند. یک نفر میگوید: "مبارک باد بر او این خوشی که روزگارش خوب است." در این عرصهای که هنوز قلم به انتها نرسیده، کسی گفت که این گوساله هنوز در درونش باقی مانده و این زبالهها همچنان در دستش است. امیدوارم در آینده خبری جدید به دستم برسد تا ارائه دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.