قربان پاک وجودت گردم، دستخط مبارک روان را رامش افزود و فرسوده قالب را تاب و توان داده، اگرچه فرمایشات حضرت درباره شیخ و ترسا تمام صدق و صواب است و مساله بی جواب، ولی ترسا نمود و ربود، تا این رخ نیفروخت آن قرآن نسوخت. تا این زنار زلف فرو نریخت آن رشته سبحه نگسیخت. تا آن طره طرار نشکست، این حلقه زنار نبست، تا آن ساقی مدام نگشت، این حریف باده و جام نشد. تا آن مشرب آشنائی نگزید، این مذهب ترسائی نگرفت، تا آن را آهوی چشم رام نشد، این چوپان دد و دام نیامد. تا آن منصب کفر ارزانی نداشت، این از کیش مسلمانی نگذشت، تا آن چنبر مشکین چلیپا نکرد، این مقیم کلیسا نگردید. تا آن درس عشق تعلیم نفرمود این زیر آب دین نکشید.
شیخ صنعان پیری روزه دار بود و مقدسی حج گزار، از شر و شور محبت خبری نداشت و به کوی عشقش گذری نبود. عشق ترسا بچه یک شیوه در کارش کرد و از درد جانسوز محبتش خبردار کرد، عاشق پرده و مرده ای بیش نیست. از مرده چه آید و از پرده چه گشاید، فرد:
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
هر چه هستی است از دست و آنچه نیستی ازین، کوشش عاشق بی التفات معشوق آب به هاون سودن است و مهتاب به گز پیمودن، فرد:
بنده خویشتنم خوان که به شاهی برسم
مگسی را که تو پرواز دهی شاهین است
پاک نظران هر جا نباشند و حقیقت نگران دو هوائی نکنند، فرد:
سه نگردد بریشم ار او را
پرنیان خوانی و حریر و پرند
جز یکی کیست که او را بجویند و دوئی در میان نیست که از او بگویند، فرد:
گر عجز کنم و گر عتاب آغازم
با اوست سوال من جوابم مدهید
فرد:
گل تو و گلبن تو و بوهم توئی
تو توئی من هم توام او هم توئی
به سنگلاخم مینداز و از فرمایش خود باز مگرد، مثنوی:
اقتلونی اقتلونی یا سقات
ان فی قبستی حیات فی الحیات
مصرع: بر سرم کن گذری تو قرشی من حبشی.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به تأثیر عشق و عشقورزی بر زندگی انسانها اشاره شده است. شاعر با بیانی زیبا و عاطفی به تجلی عشق در وجود انسانها میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند زندگی عادی را متحول کند. شیخ صنعان، به عنوان نمایندهای از روحانیون و مقدسین، در مواجهه با عشق ترسا دچار دگرگونی میشود و از شرایط خشک و خالی خود رهایی مییابد. عشق، حیات و جانی دوباره به او میبخشد و او را از تصورات و برداشتهای محدود بیرون میآورد. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق و حقیقت در زندگی انسانها نقش حیاتی دارد و تنها در کنار عشق میتوان به درک عمیقتری از وجود فلسفی و روحی دست یافت.
هوش مصنوعی: ای پاک وجودت را قربان کنم، دستخط مبارکت جان تازهای به من بخشید و به قالب خستهام زندگی دوباره داد. اگرچه سخنان حضرت درباره شیخ و ترسا کاملاً درست و بینقص است و مسئلهای باقی نمیماند، اما ترسا برای خود عذری اختراع کرد و تا زمانی که آن رخ زیبا را نفروخت و قرآن را نسوزاند، این وضعیت ادامه داشت. تا زمانی که آن زلفهای زیبا به زمین نریخت، رشته سبحه جدا نشد. تا زمانی که آن طره زیبا نشکست، حلقه زنار بسته نشد. تا زمانی که آن ساقی مدام نگشت، این حریف باده و جام به وجود نیامد. تا زمانی که آن مشرب آشنایی را نچشید، این مذهب ترسایی را نپذیرفت. تا زمانی که آن آهوی چشم رام نشد، این چوپان برای دد و دام نیامد. تا زمانی که آن مقام کفر برایش ارزانی نشد، از کیش مسلمانی دست برنداشت. تا زمانی که آن چنبر مشکین را نساخت، در کلیسا مقیم نشد. و تا زمانی که آن درس عشق تعلیم نگرفت، زیر آب دین خود را نجات نداد.
هوش مصنوعی: شیخ صنعان، مردی سالخورده و روزهدار بود که مشغول مناسک حج بود. او از عشق و هیجان آن بیخبر بود و هیچگاه به دنیای عشق قدم نگذاشته بود. اما یک بار، عشق به جوانی ترسا قلبش را درگیر کرد و او را با درد عشق آشنا ساخت. در حقیقت، او بیشتر شبیه به یک پرده یا مرده بود که هیچ چیزی از عشق نمیداند و نمیتواند از آن بهرهای ببرد.
هوش مصنوعی: معشوق همه چیز را در بر دارد و عاشق با روحی زنده به عشق او زندگی میکند، در حالی که عاشق بدون او همچون جسمی مرده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد از دست ماست و آنچه که وجود ندارد از ماست. تلاش عاشق بدون توجه به معشوق مانند این است که آب را در هاون بکوبیم یا مانند پیمودن با مهتاب باشد.
هوش مصنوعی: من خودم را بندهای میدانم که آرزو دارم به مقام بلندی برسم، اما مانند مگسی هستم که به او اجازه پرواز دادهاید، در حالی که شاهین واقعی است.
هوش مصنوعی: پاک دلان هر کجا که نباشند و حقیقت را مورد غفلت قرار ندهند، فردی است که به درستی و به راستی توجه دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه او را با پارچههای نرم و گرانبها تشبیه کنی، اما در واقعیت واقعاً ارزشمند نخواهد بود.
هوش مصنوعی: تنها یک وجود است که باید به دنبالش باشیم و هیچ دوگانگی وجود ندارد که دربارهاش سخن بگوییم، او یکی است.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به خواستهام برسم و اگر با او به تندی صحبت کنم، سوال من این است که چرا به من پاسخ نمیدهید؟
هوش مصنوعی: تو گل زیبایی هستی، و من هم بخشی از زیبایی تو هستم. من و تو یکی هستیم، و او هم در وجودش تو را دارد.
هوش مصنوعی: به سنگلاخها بیفکن و از گفتهی خود برنگرد.
هوش مصنوعی: من را بکشید، بکشید، ای سقاها! زیرا در وجود من یک زندگی در زندگیها نهفته است.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از معشوق خود میخواهد که به او توجهی کند و بر او عبور کند، زیرا او خود را در برابر معشوقش به گونهای متفاوت از او توصیف میکند: او از یک طرف به قرشیت (یعنی عربی بودن) اشاره میکند و از طرف دیگر به حبشی بودن خودش. این تضاد فرهنگی و قومی، نمایانگر احساسات عاشقانه و متفاوتی است که شاعر نسبت به معشوقش دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.