گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

 

چون یاد کنم طبع طربناک تراو آن صورت خوب و سیرت پاک ترا
خواهم که: گذر بر سر خاک تو کنمدر ساعت و بر سر کنم آن خاک ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

 

گر آدمیی دور شو از دمدمهاور گرگ نه‌ای مگر و گرد رمها
تا کی ز برای جستن آب رخی؟از گردن خود فرو نه این مظلمها


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳

 

هستیم به امید تو چون دوش امشببرآمدنت بسته دل و هوش امشب
زان گونه که دوش در دلم بودی تویارب! که ببینمت در آغوش امشب


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

 

ای میل دل من به جهان سوی لبتتنگ آمده دل ز تنگی خوی لبت
چون خال تو آخر دل ما چند خورد؟خون دل خویشتن ز پهلوی لبت


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵

 

شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوختبر آتش غم خنده‌زنان شاد بسوخت
من بندهٔ شمعم، که ز بهر دل خلقببرید ز شیرین و چو فرهاد بسوخت


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶

 

گر راست روی محرم جان سازندتور کژ بروی ز دل بیندازندت
در حلقهٔ عاشقان چو ابریشم چنگتا راست نگردی تو بننوازندت


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷

 

در کارگه غیب چو نقاش نخستجویندهٔ نقش خویشتن را می‌جست
بر لوح وجود نقشها بست و در آنچون روشن گشت نقش آن جزو بشست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸

 

این فرع که دیدی همه از اصلی خاستدر ذات خود آن اصل نه افزود و نه کاست
زان روی دو چشم داد و یک بینی حقتا زان دو نظر کنی یکی بینی راست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹

 

دلدار مرا در غم و اندوه بکاستیک روز برم به مهر ننشست و نخاست
گفتنم: مگر این عیب ز دل سختی اوست؟چون میبینم جمله ز بدبختی ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰

 

قدش به درخت سرو می‌ماند راستزلفش به رسن، که پای بند دل ماست
دل میل گنه دارد از آن روز که دیدکو را رسن از زلف و درخت از بالاست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱

 

با روی تو آفتاب صافی تیره استبا لعل لبت شراب صافی تیره است
تاریکی آب صافی از سیل نبوددر جنب رخ تو آب صافی تیره است


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲

 

جانا، تو به حسن اگر نلافی پیداستکندر دهنت موی شکافی پیداست
ما را دل سخت تو در آیینهٔ نرممانندهٔ سنگ از آب صافی پیداست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳

 

کی دست رسد بدان بلندی که تراست؟یا فکر به آبی چونی و چندی که تراست؟
خود راز من سبک بهایی چه بود؟در جنب چنان گران پسندی که تراست؟


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴

 

جانا، سر زلف تو پراگنده چراست؟وان حقهٔ لعل خالی از خنده چراست؟
روی تو بکندند، نگوید پدرتدر خانه، که: روی پسرم کنده چراست؟


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵

 

یارب، تو بدین قوت سهلی که مراستوین کوتهی مدت مهلی که مراست
حسن عمل از من چه توقع داری؟با عیب قدیم و ظلم و جهلی که مراست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶

 

ای دوست، کنون که بوی گل حامی ماستزاهد بودن موجب بدنامی ماست
فصل گل و باغ تازه و صحرا خوشبی‌بادهٔ خام بودن از خامی ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷

 

خال تو به هر حال پسندیدهٔ ماستزلف تو چو حال دل غم دیدهٔ ماست
آن خال که بر چاه زنخدان داریتر می‌دارش که مردم دیدهٔ ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸

 

از لعل تو کام دل و جان نتوان خواستفاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست
پرسش کردی به یک زبانم شب دوشو آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹

 

در سینه ز دست دل جگر تابیهاستدر دیده ز تاب سینه بیخوابیهاست
ای دیده، بریز خون این دل، که مرادیریست که با او سر بی‌آبیهاست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰

 

غافل مشو، ای دل، که نیازم با تستپوشیده هزارگونه رازم با تست
حرمان شبی دراز و جایی خالیزانم که حکایت درازم با تست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱

 

خالی که به شیوه پای بست لب تستهمچون دلم آشفته و مست لب تست
بسیار دلش خون مکن و روزی چندنیکو دارش، که زیر دست لب تست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲

 

اوحد، دیدی که هرچه دیدی هیچست؟وین هم که بگفتی و شنیدی هیچست؟
عمری به سر خویش دویدی هیچستوین هم که به کنجی بخزیدی هیچست؟


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳

 

آتش تپش از جان به تابم بردستدود از دل خستهٔ خرابم بر دست
با این همه دود و آتش اندر دل و جانپیش تو چنانست که آبم بردست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴

 

ای بوده مرا ز جسم و جان هیچ به دستنابوده زبود این و آن هیچ به دست
از من طلب هیچ نمیباید کردزیرا که ندارم به جهان هیچ به دست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵

 

زلفت، که چو حلقهٔ کمند افتادستاز وی دل عالمی به بند افتادست
در پای تو افتاد و شکستش سر از آنکآشفته ز بالای بلند افتادست


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی