گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴

 

هاتفی از گوشه میخانه دوشگفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کار خویشمژده رحمت برساند سروش
این خرد خام به میخانه برتا می لعل آوردش خون به جوش
گر چه وصالش نه به کوشش دهندهر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماستنکته سربسته چه دانی خموش
گوش من و حلقه گیسوی یارروی من و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ