گنجور

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۲

 

دلبر من بچهره چون زلف معنبر آورد
مهر نخوشه جا دهد مه بدو پیکر آورد
میوه ندید سرو را کس بجهان تو بوالعجب
از چه گلی که سرو تو میوۀ شکر آورد
صد ره ا گر بری سرم شعلۀ شمع پیکرم
سوزد و ریزد اشگ خون تا سر دیگر آورد
زنده بگور اگر کند کس نکند ملامتش
مام بشر پس از تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۳۴

 

شمیم نافه میدهد نسیم جویبارها
گذشته آهوی ختن مگر ز کوهسارها
شنیده بوی فرودین مگر ز باد عنبرین
بلب گرفته ساتکین ز لاله جو کنارها
اگر نه نرگس چمن کشیده بادۀ کهن
چرا خزد بخویشتن چو کهنه میگسارها
پیام وصل گل مگر شنیده بلبل سحر
که کرده باز ناله سر بدور شاخسارها


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی