گنجور

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴

 

جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
سرو زپا فتد که تا کس نکند ملامتش
بار دگر گر افتدم دامن وصل او بکف
باز رها نمیکنم تا نکشم ندامتش
عاشق زار خویش را تیر هلاک گو بزن
از تو کسی نمیکَشد گر بِکُشی غَرامتش
تا مگر از جفای او شکوه همی بدو کنم
کاش بجلوه دیدمی قامت در قیامتش
تا به نظر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی