گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » مطلع یک غزل

 

همی ریزد به روی یکدگر دلهای مجروحانزند هر صبح چون شانه به زلف عنبرین تارش


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » مطلع یک غزل

 

فرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانشکه بر جانم نهد دردی بتر از درد رحمانش


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » نامشخص

 

یکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمهٔ بلبلگلستان سر کوی تو با زاغ و زغن مانده


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » نامشخص

 

جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامینه خرم از تو در صبحی نه دلشاد از تو در شامی
ندارم غم ز قرب مدعی رشحه که در کویشکنون قربی که هست او را فراهم بود ایامی
شهنشاه جهان شهزاده محمود آن جوانبختیکه عقل پیر باشد پیش رای پخته‌اش خامی


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه