گنجور

شعرهای حافظ با وزن «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱

 

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند

اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی

وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند

دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴

 

عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم

بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود

دامی به راهی می‌نهم مرغی به دامی می‌زنم

اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۰

 

من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک

نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک

دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش

من از نهیب بیم او چون بید لرزان سنگنک

کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی