گنجور

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱

 

تو نیک و بد خود هم از خود بپرسچرا بایدت دیگری محتسب
و من یتق الله یجعل لهو یرزقه من حیث لا یحتسب


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » ساقی نامه

 

بیا ساقی آن می که حال آوردکرامت فزاید کمال آورد
به من ده که بس بی‌دل افتاده‌اموز این هر دو بی‌حاصل افتاده‌ام
بیا ساقی آن می که عکسش ز جامبه کیخسرو و جم فرستد پیام
بده تا بگویم به آواز نیکه جمشید کی بود و کاووس کی
بیا ساقی آن کیمیای فتوحکه با گنج قارون دهد عمر نوح
بده تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۶

 

صراحی دگر بارم از دست برد

به من باز بنمود می دستبرد

هزار آفرین بر می سرخ باد

که از روی ما رنگ زردی ببرد

بنازیم دستی که انگور چید

مریزاد پایی که در هم فشرد

برو زاهدا خورده بر ما مگیر

که کار خدایی نه کاریست خرد

مرا از ازل عشق شد سرنوشت

قضای نوشته نشاید سترد

مزن دم ز حکمت که در وقت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ