گنجور

شعرهای ملک‌الشعرای بهار با وزن «فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)» - صفحهٔ ۴

 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۳۳‌

 

از کینه‌ور مرد پادشاه (‌صاحب‌نفوذ) دور باش‌.

ز دارای کین‌توز دوری گزین

همان به که نشناسدت مرد کین


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۳۸

 

کسی که او را شرم نیست ازش خواسته مگیر.

اگر وام خواهی ز یاران بخواه

ز بی‌شرم زر خواستن نیست راه


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۴۰

 

نه به راست نه به دروغ سوگند مخور.

ز سوگند خوردن ‌سخن کاستست

مخور گر دروغ‌ است‌ اگر راستست


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۴۸‌

 

پیشوا مرد، گرامی و مه (‌بزرگ) دار و سخنش بپذیر.

مه و پیشوا را گرامی شمار

سخنشان به جان و به دل برگمار


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۴۹

 

جز از خویشاوندان و دوستان هیچ وام مگیر.

اگر وام ‌خواهی ‌ز خویشان‌ بجاست

ز بیگانه وام ار ستانی خطاست


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۵۱، ۵۲

 

آشکاره‌گوی باش (‌صریح اللهجه‌). به جز به اندیشه سخن مگوی.

سخن جز به اندیشه‌ با کس مکن

یکی مرد باش آشکارا سخن


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۷۰

 

به هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش.

به هر کار گستاخ نتوان بدن

به هرچیز و هرکس‌ نشاید زدن

میانه به هر چیز و هرکار باش

نه گستاخ باش و نه‌ بستار باش


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۷۱

 

خوش فرمان باش که خوش بهر باشی

به فرمانبری راه نیکی سپار

که خوش بهره یابی ز پروردگار


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۷۹

 

خوش بهر دین‌دوست باش که اهرو (‌اشو مقدس‌) باشی

ز دین دوستی آسمانی شوی

ز داد و دهش جاودانی شوی


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۸۱

 

دادار باش که گروزمانی (‌ملکوتی‌) شوی.

ز داد و دهش جاودانی شوی

جز این گر کنی زود فانی شوی


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۸۴

 

خشم وکین را، روان خویش تباه مساز.

روان را بپرداز از خشم و کین

که گردد تبه جانت از آن و این


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۸۶

 

فرتم سخن (‌سخن عالی‌) به دشچهر (‌بدذات‌) مگوی.

میاموز دانش به ناپاکزاد

که دانش چراغست و ناپاک باد


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۹۰

 

اندر پدر و مادر خویش ترسکار و نیوشنده و فرمان‌بردار باش‌، چه مرد را تا پدر و مادر زنده‌اند، همانا چون شیر اندر بیشه است از هیچ کس نترسد و او را که پدر و مادر نیست همانا چون زن بیوه است که چیزی از وی بدوسند و او هیچ چیزی نتواند کرد و هر کسی (‌او را) بخوار دارد.

به نزدیک مام و پدر بنده باش

به فرمانگرای و نیوشنده باش

جوان کش بود زنده مام و پدر

بود، چون به بیشه درون‌، شیر نر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۹۱

 

دخت خود را به زیرک و دانا مرد ده‌، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست‌. کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک (‌؟‌) اندر آید.

گرت هست دختر، به داننده ده

ز هر شوهری شوی داننده به

بود مرد داننده چون خوب خاک

که در وی نشانند هرگونه تاک


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۱۰۵

 

به استوانی و استواری دین کوشش کن چه مهمترین خرسندی دانایی (‌است‌) و بزرگتر از آن امید به مینو است‌.

بدین کوش‌و پیوسته‌خرسند باش

به دانش درختی برومند باش

چو دانا بود مرد امّیدوار

به مینو گراید سرانجام کار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۱۱۳

 

هرچند بس نیک افسونِ ماران دانی‌، زود زود دست به مار مبر کت بگزد، و بر جای بمیراند.

تو ای مرد افسونگر چیره‌دست

مبر سوی هر مار بر خیره دست

مبادا کت از این دلیری همی

زند زخم و بر جای میری همی


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۱۵۰، ۱۵۱

 

به خوردن خورش‌ها حریص مباش‌، و از هر خورشی مخور و زود زود به سور و خورن بزرگان مشو که ستوه‌آور نباشی‌.

مشو در خورش‌ تند و بسیار خوار

به خوان کسان دست کوتاه دار

به هر خوردنی دست منما دراز

از آن خور کجا هست پیشت فراز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » فقرۀ ۱۵۴

 

و ترا گویم ای پسر که خرد به مردم بهترین دهشیاری (‌یعنی بهترین بخش و توفیق‌) است‌.

ترا گویم ای پور فرخنده‌پی

خرد جوی تا کام یابی ز وی

که مردم دهشیار را در جهان

خرد از دهش‌ها به اندر نهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » ارمغان بهار » اینک منظومهٔ سی ‌روزهٔ آذ‌ر پاد مارسپندان

 

بود ماه سی روزتا بنگری

به هر روز کاری بجای آوری

سزد گر به «‌هرمزد» باشی خُرم

خوری می به آیین جمشید جم

به «‌بهمن‌» کنی جامه‌ها نوبرشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

[صفحهٔ اول] … [۲] [۳] [۴]