گنجور

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۰ - قطعه

 

آمد آهسته شب به بستر من
دلبری کافت دل و دین است
گفتمش کیست که هان که در شب تار
اینچنین شب روی نه آئین است
اسم شب ده و گرنه دزد دلی
نک گواهت کمند پرچین است
کوی غبغب نهاد بر لب من
گفت بر گوش من که ماچین است


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۵۰ - در مدح امیرالمؤمنین علیه السلام

 

سحّ طرفی الدّموع حتی تخلی
و فوادی من الجوی لا یسلی
من یودی لصیر عنی سلاماً
ان قلباً@ حواه منه تخلی
یا نذیر المشیب اغدرت اما
کان یجدی الانذار فیه ضلی
قل لطرف لم یخط فی السحر سهماً
قر عیناً فقد هویت المعلی
لا تصدّن طرف عینک عنی
هود الله قاتلی لیس الا
سل بین الجفون منه سیوف
و دم الناظرین فی البین طلا
اعذرانی فی تاثر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی