گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۸

 

هر چه بستیم و گشودیم عبث
هر چه گفتیم و شنودیم عبث
راه مقصود به جایی نرسید
پای پر آبله سودیم عبث
غفلت از حادثهٔ دهر بلاست
در ره سیل غنودیم عبث
عرصهٔ هر دو جهان تنگ فضاست
بال پرواز گشودیم عبث
عالمی چهره به ما گشته حزین
عبث آیینه زدودیم، عبث


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۴

 

به کف شاخ ز گل جام رسید
شاهد باغ، می آشام رسید
خاک را خلعت خضرا دادند
غنچه را حلهٔ گلفام رسید
ابر با چتر فریدون آمد
لاله را از کف جم، جام رسید
رعد هم کوس ز کاووس گرفت
برق با خنجر بهرام رسید
کج نهاد افسر داراب سخن
زلف سنبل به سرانجام رسید
موکب گل به صد آیین آمد
سرو هم با علم سام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۲ - داستان گاو و مسجد

 

یکی از اهل ورع، گاوی را
جانب مسجد آدینه بخواند
که بیا همره من تا مسجد
گاو از دعوت عابد درماند
گفت با خود که شگفتی ست شگرف
هیچ عاقل سخن این گونه نراند
سنّت و فرض، به من فرمان نیست
گهر ذکر نیارم افشاند
نتوانم که دهم بانگ نماز
می نیارم ورقی قرآن خواند
نه امامت، نه خطابت دانم
سخن از وعظ، نیارم شنواند
گاو را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۳۱ - اندرز

 

عاقلی، رنجه شد از طعن عدو
قلت هذا عجبٌ کیف یسوغ
راست گر گفته چه رنجی از راست؟
گر دروغ است، چه رنجش ز دروغ


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی