گنجور

آمار شعرها

 

کسایی » دیوان اشعار » دشمنی مذهبی

 

هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد

زود بخروشی و گویی نه صواب است ، خطاست

بی گمان ، گفتن تو باز نماید که تو را

به دل اندر غضب و دشمنی آل عباست


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » دیوان اشعار » خضاب شاعر

 

از خضاب من و از موی سیه کردن من

گر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!

غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ من

خردِ پیران جویند و نیابند مگر!


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه

 

تا تو آن خیش ببستی به سر اندر ، پسرا

بر دلم گشت فزون از عدد ریشه ش ریش

ماهرویا ، به سر خویش ، تو آن خیش مبند

نشنیدی که کند ماه تبه جامهٔ خیش ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » دیوان اشعار » دستش از پرده برون آمد ...

 

دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید

گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه

پشت دستش به مثل چون شکم قاقم نرم

چون دم قاقم کرده سرانگشت سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۲

 

آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود

میخ آن خیمه ستاک سمن و نسرینا


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۳۹

 

می تند گرد سرای و در تو غُنده کنون

باز فرداش ببین بر تن تو تارتنان


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۵۲

 

از گواز و تَش و انگشته و بهمان و فلان

تا تبرزین و دبوسی و رکاب و کمری


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۵۴

 

نکنی طاعت و آنگه که کنی سست و ضعیف

راست گویی که مگر سُخره و شاکار کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی