ای آنکه عرض حال من زار کردهای
با او کدام درد من اظهار کردهای
آزاد کن ز راه کرم گر نمیکشی
ما را چه بیگناه گرفتار کردهای
تا من خجل شوم که بد غیر گفتهام
دایم سخن ز نیکی اغیار کردهای
تا جان دهم ز شوق چو این مژده بشنوم
آهنگ پرسش من بیمار کردهای
وحشی به کار غیر اگر شهرهای چه شد
نقد حیات صرف در این کار کردهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به کسی خطاب میکند و از او میخواهد که درد دلهایش را در میان نگذارد. او از این شکایت میکند که چرا بیدلیل درگیر مشکلات شده است. شاعر احساس بدی دارد که به دیگران نیکی کرده و حالا خجالتزده است. او به شوق شنیدن خبرهای خوب، به انتظار نشسته و از اینکه در زندگیاش تنها به کارهای غیر مفید مشغول بوده، ابراز تأسف میکند. در نهایت، او خود را به عرصهای از آسیبپذیری و اشتیاق به محبت و توجه میبیند.
هوش مصنوعی: ای کسی که برای من از حال زارم شکایت کردهای، با او کدام یک از دردهای من را بازگو کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی ما را از روی لطف و محبت نجات دهی، پس چرا ما را که هیچ گناهی نداریم، به اشتباه در این راه گرفتار کردهای؟
هوش مصنوعی: شما مدام درباره خوبیهای دیگران صحبت میکنید، در حالی که من به خاطر بدیهایی که درباره دیگران گفتهام معذرت میخواهم.
هوش مصنوعی: وقتی این خبر را میشنوم که میتوانم جانم را از شوق فدای تو کنم، حس میکنم که سوالات من به شدت مرا اذیت کردهاند.
هوش مصنوعی: اگر در کارهای غیر مشهور شدهای، چه فایدهای دارد؟ زندگیات را صرف این کارهایی کردهای که ارزشی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.