گنجور

 
طالب آملی

زنی دارم از دودمان اصیل

باندام نازک، بصورت جمیل

پری پیکری رشک حور بهشت

خمیر وجودش ملایک سرشت

نگاری ز سر تا قدم رنگ و بوی

بحسن گل و سنبلش روی و موی

تذرو هما فر و سیمرغ پر

بر حسن او ماده، طاوس نر

نقاب رخش طرهٔ خم بخم

شب و روز از خویش نزدیک هم

چو بر فرش مخمل نماید گذار

بپایش خلد خواب مخمل چو خار

چو لب را بوصفش کنم رهنمون

پری ریزم از شیشهٔ دل برون

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی