گنجور

 
طالب آملی

گر نشأه دوستی ره میخانه پیش گیر

پیمان زهد بشکن و پیمانه پیش گیر

ذکر خروش دشمن گوشست لال باش

یا همچو مطربان ره مستانه پیش گیر

خواهی که درک چاشنی دوستی کنی

با خویشتن محبت خصمانه پیش گیر

پیرانه زیستن دوجهان ذوق دشمنست

هان ای خرد طبیعت طفلانه پیش گیر

یا همچو «طالب» از در مردانگی درآی

یا آنکه شیوه‌های عروسانه پیش گیر

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی