اشکم آشوبکنان آید و جوشان گذرد
همچو آن سیل که جوشان و خروشان گذرد
گر بود خاطرش آزاده لبش بنده شود
هرکه بر حلقهٔ ما حلقه بگوشان گذرد
تو بدین پیکر اسباب سبک چون گذری
باش تا قافلهٔ خانه بدوشان گذرد
بی نیازانه به ارباب تعلق گذریم
همچو نو توبه که از باده فروشان گذرد
بی نیازانه ز ارباب کرم میگذرم
چون سیهچشم که از سرمه فروشان گذرد
«طالب» از دشنهٔ کلک تو بفولاد گذشت
آنچه از تیز زبانان بخموشان گذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.