تا هایهای گریهٔ من گوش کردهاند
کبکان مست خنده فراموش کردهاند
تا دیدهاند شمع جمال تو از حجاب
خوبان چراغ آینه خاموش کردهاند
مستانه میزنند نوا بلبلان مگر
ته جرعهئی بیاد لبت نوش کردهاند
در برکشیدهاند غمت با هزار ذوق
بیمونسان چو یاد همآغوش کردهاند
هرگه گرفته دامن هوش این دل ضعیف
بازش ببوی زلف تو بیهوش کردهاند
در ذوق ذکر نام تو محوند عاشقان
زآنسان که نام خویش فراموش کردهاند
«طالب» ز ننگ نسبت کفر تو راهبان
بتخانه را چو کعبه سیهپوش کردهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.