راحت بناز پروردت نازنین کند
چون نازنین شدی نعمت همنشین کند
جویم نشان کوکب خود چون بر آسمان
بخت بدم اشاره بروی زمین کند
می به بود ز آینه کآئینه مردرا
خودبین کند زغفلت و می پیش بین کند
کی ره بآستان دهدم آنکه از غرور
با آسمان سخن بسر آستین کند
چون در گذار بیندم آن یار تندخو
سد ره نیاز ز چین جبین کند
در بزم دوست میکنم از اضطراب دل
آنها که شمع در نفس آخرین کند
گوی از نه آسمان برباید بیک نفس
«طالب» دمی که توسن اندیشه زین کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.