امشب آسودگیم بردر دل میگردید
حلقه میخواست زند باز خجل میگردید
صبر میکرد مدد حوصله میداد امید
هر گهم رشتهٔ جان نیم گسل میگردید
آب بر آتش دل میزدم از دیدهٔ باز
بر سرم از رشحات مژه گل میگردید
غمزهاش داشت مگر تو به زبیداد که دوش
تیغ بر کف ز پی خون بهل میگردید
مژهام گرم نمیگشت که هردم «طالب»
در دل اندیشهٔ آن شمع چکل میگردید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.