بیزبانان عشق خوش سخنند
گلفروشان فارغ از چمنند
سوز عشاق را نهایت نیست
در کفن گرم تر ز پیرهنند
سینهام دشت کربلا و در او
زخمها کشته های بی کفنند
نپسندم غبار بر دلشان
خاکساران برادران منند
بیدلان تو هرکجا هستند
گل باغ و چراغ انجمنند
خونفشانندگر زدیدهرواست
کین غریبان بریده از وطنند
آهوان سواد سنبل یار
روز و شب در زیارت ختنند
زیب جسنند صاحبان نظر
چهره را رنگوطرهرا شکنند
سبز مرغان روح بال زنان
چون کبوتر بچاه آن ذقنند
عذرلب خواهکین سیهچشمان
بر زبان کرشمه در سخنند
ماه کنعان و شمع تن گوئی
گل یک باغ و سرویک چمنند
مجمر سینه گرمکن «طالب»
که دل و عود بهر سوختنند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.