چهره گر لاله بود عشق تو بیرنگ کند
دل اگر صحن گلستان چو قفس تنگ کند
بحقارت منگر کین دل افتاده ز پا
مور لنگیست که با شیر ژیان جنگ کند
وه که در راه طلب سیل سرشکم نگذاشت
آنقدر سنگ که پای هوسم لنگ کند
هر طرف رو کنم اندوه چو پرگار مرا
بمیان گیرد و پس دایره را تنگ کند
«طالب» آن مرغ ملولست که در گلشن طبع
ناله بر سنت مرغان خوش آهنگ کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.