بناشد بهرهٔ از پختگی ما خام سوزان را
کند افسرده باد بخت ما شمع فروزان را
مگر شمعی رخی تابد بدین ظلمت مرا ور نه
چراغ مد نسازد خانه روشن تیرهروزان را
بود زال فلک را با عروس خاطرم خصمی
بلی با ماه رویان کینهها باشد عجوزان را
هجوم زخم دست و سوز ناپیکار نگذارد
بدور تیغ او حاجت برآید بخیهدوزان را
چه فارغ گشتهٔ ازگریه «طالب» آب چشمت کو
بیاد آور یکی آن قطرههای گرم سوزان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.