غم سفر کرد و طرب را بدل ما جا داد
چشم چپ جست و بما مژدهٔ شادیها داد
آنکه جمعیت اسبابِ جهان داد بغیر
شکر لله که بما گوهر استغنا داد
بختم از کینه بسر پنجهٔ افلاک سپرد
گوهری در کف یک طایفه نابینا داد
همه را شیشهٔ دل جام طرب پیمودم
تا فلک بود بما باده ازین مینا داد
آنکه تقوی و ورع داد بزاهد «طالب»
رندی و بیسر و پائی به من شیدا داد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.