گنجور

 
طالب آملی

از غیرت جمال تو مه سینه میکند

روی تو دیده روی تو آئینه میکند

تاج خمی کهن شده گویا که میفروش

در کعبه خشت مسجد آدینه میکند

ناخن بذوق نشو و نمائی نهال مهر

در باغ سینه‌ام شجر کینه میکند

درگور کندنست سپهر از برای ما

یا خاک در مصیبت ما سینه میکند

پیراهن حریر ببر میکند ز اشگ

«طالب» دمی که خرقهٔ پشمینه میکند

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی